قلم: سعدیه حفیظ

الله متعال می فرماید: «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون»( زمر 9)
ترجمه:آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابراند؟

آیت فوق پیامی را که برای بشر می دهید این است که : کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابری ندارند. چون کسانی که می دانند واز علم بهره می گیرند با ویژگیهایی آراسته می گردند که نادانان از آن بی نصیب می مانند. تاثیرات این نا برابری در زندگی فردی و اجتماعی این دو گروه آشکارا دیده می شود.

این نا برابری نه تنها در میان آحاد مردم بلکه در میان کشورها و ملت هایی که به علم و وسایل آن چنگ زده اند و آنهایی که هنوز هم در هاله ای عقب ماندگی علمی قرار دارند، به خوبی مشاهده می گردد. کشور هایی که به علم و تکنالوجی جدید دست یافته اند در جهان حرف اول را می زنند و جهان را رهبری می نمایند. بر خلاف کشورها و ملت های که از این نعمت محروم مانده اند در تقلید و دنباله روی از این ملت ها قرار گرفته توانایی آن را ندارند که سرنوشت خویش را خود رقم زنند.

جهان امروز راز پیشرفت در همه عرصه های زندگی اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی، علمی … را در سواد یافته است. سواد را یکی از ابزار مهم زدودن فقر در جهان وسبب گسترش صلح و امنیت می دانند. نظر بر اهمیت و جایگاه سواد سازمان آموزشی علمی و فرهنگی ملل متحد ( یونسکو) در چهاردهمین نشست سالانه خود در سال 1960 هشتم سبتمبر مصادف با 17 سنبله را روز جهانی سواد اعلان نمود. همه ساله از این روز در سراسر جهان تجلیل به عمل می آید.

سواد چیست؟
سواد به تعریف ساده و کلاسیک آن توانایی خواندن و نوشتن را گویند. اما بر اساس تعریف جدید یونسکو: ‘’ باسوادی توانایی شناخت، درک، تفسیر، ساخت، بر قراری ارتباط و محاسبه در مواد چاپ شده و نوشته شده مربوط به زمینه های گوناگون است. با سوادی|، زنجیره آموزشی را که توانایی رسیدن به اهداف، توسعه دانش و پتانسیل، و شرکت کامل در جامعه بزرگتر را برای یک فرد فراهم می کند، دربردارد.”

نظر بر تعریف جدید، صرف داشتن توانایی خواندن و نوشتن دلالت بر با سواد بودن نمی کند؛ بلکه شخص باسواد باید، سواد آموزشی، سواد ارتباطی، سواد عاطفی، سواد مالی، سواد رسانه ای و سواد کمپوتری را نیز دارا باشد.

سواد در افغانستان:
نظر به آخرین آمار داده شده توسط سازمان ملل متحد درمورد سطح سواد در افغانستان ازجمله کشور هایی بشمار می رود که در بلند ترین سطح بی سوادی قرار دارد. در افغانستان 24% مردم آن باسواد و 76% دیگر بی سواد است. در این صورت بی سوادن کشور ما 11 ملیون تن را در بر می گیرد. در این میان 90% این بی سوادان را زنان تشکیل می دهند. در میان مردان 36% باسواد اند در حالیکه در میان زنان 10% با سواد می باشند.

در میان جوانان میان 15-25 سال دختران 8% وپسران 40% باسواد می باشند. اما در میان افراد میان سنین 15- 45 سال مردان 36% و زنان فقط 10% باسواد استند. در شهر ها 80% زنان بی سواد و در دهات 90% بی سواد استند.
این آمار، وضعیت درد آور واسفبار سواد در کشور بویژه در میان زنان را برای ما باز گو می کند.

تعلیم رسمی زنان:
اگرنگاه گذرا به سیر تعلیم در میان زنان بیندازیم درمی یابیم که: تعلیم رسمی زنان در افغانستان در دهه اول قرن بیست در دوران سلطنت شاه امان الله خان آغاز شد، اما در اثر مخالفت علمای دینی، اعیان و طبقات وسیع ملت افغانستان لغو گردید. ممنوعیت تعلیم زنان هم چنان به حال خود باقی ماند تا آنکه شرایط آماده شد، وبعد از گذشت مدت طولانی دولت وقت (محمد ظاهر شاه) در جریان سالهای 1938_ 1948م به تاسیس مکاتب دخترانه آغاز کرد؛ البته تعلیم پسران قبل از آن آغاز گردیده بود.

مجموع شاگردان مکاتب در آن زمان به بیش از یکصد هزار می رسید، که شش هزار تن را دختران تشکیل می دادند.

نظام درسی مکاتب و صنوف ابتدائیه تا مرحله لیسه، دختران جدا از پسران درس می خواندند، سپس این نظام تعدیل شد و صنوف مختلط دختران و پسران در صنوف ابتدائیه آغاز گردید؛ ولی در مراحل متوسطه و لیسه صنوف دختران از پسران جدا بود.
در کنار این نظام در پایتخت و شهرهای عمده لیسه های دخترانه زیادی وجود داشت. اما نظام درسی دانشگاهها اساسا مختلط بود، و دانشجویان دختر و پسر-حتی در دانشکده شرعیات- در یک صنف بلکه کنار هم می نشستند، که دولت برای این کار، کمبود امکانات مالی، و صنوف درسی و کادر علمی را بهانه می آورد.

اوضاع و نظام تدریس به همین منوال تا زمان به قدرت رسیدن طالبان در کشورادامه یافت. دولت طالبان همه مکاتب دخترانه از ابتدائیه تا لیسه را مسدود کرد.اما بعد از سقوط حکومت طالبان در سال 1381 ه ش 2002م و روی کار آمدن حکومت انتقالی به رهبری حامد کرزی، نظام تدریس در مکاتب و دانشگاه ها مانند دوران ما قبل طالبان، با اختلاف اندک اعاده گردید.

طبق ماده چهل سوم قانون اساسی کشور، تعلیم در افغانستان تا مرحله لیسانس رایگان می باشد. در این ماده می خوانیم :” تعلیم حق تمام اتباع افغانستان است که تا درجه لیسانس در موسسات دولتی به صورت رایگام از طرف دولت تامین می گردد.” در ادامه ماده مذکور می خوانیم:” دولت مکلف است به منظور تعمیم متوازن معارف در افغانستان، تامین تعلیمات متوسطه اجباری، پروگرام طرح و تطبیق نماید.”

در ماده چهل ششم آمده است:” تاسیس و اداره مؤسسات تعلیمات عالی، عمومی و اختصاصی وظیفه دولت است. اتباع افغانستان می توانند به اجازه دولت به تاسیس مؤسسات تعلیمات عالی، عمومی، اختصاصی و سواد آموزی اقدام نمایند.

دولت می تواند تاسیس مؤسسات تعلیمات عالی، عمومی، اختصاصی را به اشخاص خارجی نیز مطابق احکام قانون اجازه دهد.”

بنا بر این، درس خواندن در مکاتب و دانشگاه های دولتی، مجانی است، و در کنار آن تاسیس مکاتب و دانشگاه های اختصاصی نیز فعالیت دارند که در برابر گرفتن اجرت از شاگردان و دانشجویان خدمات تعلیمی وتحصیلی را فراهم می کنند.

علل عقب ماندگی علمی زنان:
سوال به میان می آید، در کشوری که تعلیم مجانی و حق همه اتباع آن است چرا زنان در حالت اسفباری از بی سوادی قرار دارند؟
اگر علل عقب ماندگی علمی زنان کشور را جست و جو نماییم علت های زیادی را می توان شمرد، ازجمله مهمترین آنها:

1- سنتی بودن جامعه وباور های نادرست در مورد تعلیم زنان : چون جامعه افغانستان جامعه مرد سالار وسنتی است ؛ اکثریت مردان وعلمای دینی در افغانستان تعلیم زنان را مهم نمی دانند. و به این باور اند که زنان به سواد نیاز ندارند و کسب تعلیم سبب زیانهای اخلاقی و اجتماعی جامعه می گردد.

2- بعضی ها به این باور اند که هدف از تعلیم، آموختن خواندن و نوشتن است و نیاز به ادامۀ تحصیل تا لیسه و دانشگاه نیست، بناء اجازه تعلیم تا ابتدائیه را برای دختران می دهند و بعد از آن، مانع دوام تعلیم آنها می شوند.

3- جنگ های دوامدار چهار دهه اخیر و نامنیی ها هم یکی از اسباب مهم عقب ماندگی زنان در عرصه تعلیمی بحساب می رود.

4- نبود مکاتب و متوسطه و لیسه در روستا ها و مناطق دوردست کشور، و نبود دانشگاه های رسمی در تعدادی از ولایات نیز به ادامه این وضع کمک کرده است.

5- تخریب و متوقف شدن تدریس در بسیاری از مناطق نا امن کشور.

آیا به تعلیم زنان نیاز است ؟
زنان نیمی از پیکره ی جامعه را تشکیل می دهند و نیم دیگر را در دامان خود پرورش می دهند. بناء گفته می توانیم زنان همۀ جامعه اند. امیر شعرا عرب احمد شوقی می گوید: مادر مکتبی است که هر گاه او را به گونه درست آماده کردی، در واقع نسلی خوش بخت را آماده ساخته ای.
1- سواد شخصیت زنان را صیقل داده در راستای تکامل شخصیت آنها نقش برازنده ای را بازی می کند.

2- با کسب تعلیم، زنان از حقوق و واجبات دینی و مدنی خود آگاه گردیده مسؤولیت های خود را در قبال دین و کشوربه گونه درست ایفا می نمایند.

3- از فضل سواد زنان از انزوا و بی خبری بیرون آمده جایگاه و ارزش خود را در جامعه درک می کنند. اعتماد به نفس و احترام به خود را بدست می آورند.
4- زنان آگاه و هدفمند، نسل آگاه و هدفمند به جامعه تقدیم می نمایند که سبب ترقی و پیشرفت جامعه می گردد.
5- با مردان در به حرکت آوردن چرخه زندگی همکار شده و بهترین تکیه گاه مردان می گردند.
6- با مشکلات زندگی آگاهانه رویارویی کرده در حل آن راه های مناسب را جست و جو می نماید.
7- درخشونت ها که یکی از مشکلات اساسی فرا راه زنان است، کاهش به میان می آید.

راه های حل برای عقب ماندگی علمی زنان در افغانستان:
راه های حل عقب ماندگی علمی زنان کشور را می توان در نکات ذیل خلاصه نمود:

1- مسؤولیت خانواده:
خانواده در قبال از میان بر داشتن موانع تعلیم زنان اولین نقش را دارا است. زیرا خانواده اولین کانونی است که انسان در آن پرورش می یابد. دروس اولیه زندگی را می آموزد و شخصیت اش شکل می گیرد. اگر خانواده ها دید تنگ و سنتی خود را در قبال دختران تغییر دهند و در میان دختر و پسر خانواده عدالت را مراعات نموده پسران را بر دختران ترجیح ندهند وهمانگونه ای که به پسران و آینده آنها توجه می کنند به دختران هم نمایند وفرصت های تعلیمی را مانند پسران برای دختران مهیا نمایند در حقیقت گام مهم در حل این مشکل بر داشته اند.

2- مسؤولیت دولت :
از وظیفه دولت است که در فراهم کردن شرایط تعلیمی مناسب برای زنان تلاش نماید. از جمله:
1- مکاتب خاص دخترانه تاسیس نماید تا یک مسلمان غیور مطمئن باشد که دخترش در شرایط مناسب شرعی درس می خواند.

2- آماده کردن شرایط شرعی تحصیل دختران در دانشگاه ها، از جمله صنف های جداگانه، توظیف استادان اناث به قدر امکان و به کار گیری وسایل تعلیمی پیشرفته.

3- باید در برابر عادات و سنت های نادرست حاکم بر جامعه یک مبارزه سرتاسری وبی امان را راه اندازی کند، که بعضی ها از نادانی آنر از دین می دانند. این مبارزه را از راه های گونا گون می تواند به راه اندازد، مانند:

– با استفاده ازمنابر وعلمای دین تا اذهان مردم را در مورد تعلیم زنان تنویر بخشند. وواضح نمایند که اسلام مخالف تعلیم و کار زنان در صورت که حدود شرعی درآن درنظر گرفته شود، نمی باشد.

– از طریق رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری.
– جا دادن این موضوع در مواد درسی مکاتب.
– به راه اندازی کمپاین ها در مناسبات گوناگون ملی و بین المللی.

4- از همه مهمتر دولت جهت آوردن صلح و امنیت در کشور تلاش جدی و مخلصانه نماید. چون در فضای جنگ و نا امنی هیچ بر نامه ای قابل اجراء نمی باشد.

3- مسؤولیت زن:
زنان باید در راستای بدست آوردند حقوق مشروع خود به ویژه حق تعلیم تلاش نمایند. در این مبارزه آگاهانه به پیش روند و تحت تأثیر شعارها وافکار وارداتی حقوق زن و آزادی زن که هیچ مشکلی از مشکلات زن افغان را حل نمی کند، قرار نگیرند. روش های مناسبی که با هم خوانی با عرف جامعه و موافقت با آموزه های دینی داشته باشد، در پیش گیرند. تا احساسات جامعه بر علیه شان تحریک نگردد و در عوض با آنها در این مبارزه شریک گردند.
به امید روزی که همه زنان افغان از نعمت علم بهره مند گردند.

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!