به قلم: سعدیه حفیظ
از سنت الله متعال در مخلوقاتش دوست داشتن زادگاه PSX_20190723_103319و محل سکونت شان می باشد؛ از همین رو هر زنده جانی به اقامتگاهش عشق می ورزد و آرامش خود را تنها در آن می یابد. پرندگان در آشیانه های خود، ماهیان در آب ها و حیوانات دربیشه ها و انسان ها در سرزمین هایی که در آن زاده شده و زیست دارند، علاقمند هستند. بناء دوستی با وطن جزء سرشت انسان می باشد . سوال مطرح می گردد که آیا در اسلام جایی برای وطن دوستی است ویا خیر؟ به تعبیری دیگر: موقف اسلام در باره وطندوستی چیست؟ برای پاسخ به این سوال بهتر خواهد بود تا نگاهی به واژه وطن و وطن دوستی بیاندازیم و به تعقیب آن نصوص شرعی را در این مورد بیان داریم تا دید شریعت در این مورد برای ما واضح گردد وما هم در مورد وطن دوستی مستند سخن گویم .
وطن در لغت به معنی منزل گاه، محل بود و باش و زادگاه آمده است. و در اصطلاح، قسمی که در لغت نامه « السیاسه الدولیه»آمده است: وطن عبارت است از سرزمینی که یک ملت در آن بود و باش دارد و به آن احساس وابستگی وتابعیت می نماید.
اما وطن دوستی دارای تعریفات گوناگون ومتعدد است. از آن جمله: بزرگ داشت وطن بگونه ای که دوستی ودشمنی به معیار آن سنجیده شده در راه او می جنگند و تا سرحدی او را گرامی می دارند که برارزش های دینی غلبه نموده وابستگی وطن گرایی بر جایگاه وابستگی دینی قرارمی گیرد.
عده ای آنرا بر عشق و محبت ورزیدن به وطن تعبیر نموده اند. و در بعض اصطلاحات قانونی جدید عبارت است از: وابستگی انسان به کشوری معین که شهروندی آنرا دارد و دوستی و ولاء خود را به آن مرتبط نموده است. در دانشنامه جهانی عربی این گونه تعریف گردیده است: وطن دوستی تعبیر قوی از محبت و اخلاص فرد به وطنش می باشد.
دانشمندان معاصر اسلامی با تعبیرات: محبت و دلبستگی با وطن، ویا تلاش در راه آزادی، استقلال وعزت آن، و یا همبستگی ملی و یا پیروزی سرزمین های اسلامی موافق بوده اما با تعبیری که امت را با گروه های متعارض و چند پارچه تقسیم نموده آتش تفرقه را دامن زند و مردم را بر باطل گرد آورد و پیوند ها را بگسلاند اصلا موافق نیستند. چون نصوص شرعی دوست داشتن وطن را تایید نموده آنرا امر مشروع می داند و در عین زمان از تفرقه و نزاع بر حذر داشته آنرا سبب ضعف امت می داند.
چند دلیل شرعی :
الله متعال می فرماید :
« قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ».(توبه: 24). ترجمه: بگو : اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبيله شما ، و اموالي كه فراچنگش آورده ايد ، و بازرگاني و تجارتي كه از بي بازاري و بي رونقي آن مي ترسيد ، و منازلي كه مورد علاقه شما است ، اينها در نظرتان از خدا و پيغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد ، در انتظار باشيد كه خداوند كار خود را مي كند ( و عذاب خويش را فرو مي فرستد ) . خداوند كسان نافرمانبردار را ( به راه سعادت ) هدايت نمي نمايد .
آیت فوق این مفهوم را افاده می کند که دوستی با اهل و عیال، قوم و قبیله وجای زیست، امر طبیعی است و اسلام هم آنرا نفی نمیکند؛ اما اگر مقدم بر دوستی خدا و رسول اش گردید ممنوع قرار میگیرد.
الله متعال می فرماید:« إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ».)سوره قصص: 85). ترجمه « همان كسي كه( تبليغ) قرآن را بر تو واجب گردانده است ، تو را به محلّ بازگشت برمي گرداند.
ابن کثیر در سبب نزول این آیت از زبان مقاتل از ضحاک روایت می کند که: هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم از مکه به قصد مدینه بیرون شد و به منطقه جحفه رسید به مکه اشتیاق پیدا کرد .پس از آن برایش این آیت نازل شد(الی المعاد) یعنی ( مکه).
روایت است پیامبرصلی الله علیه وسلم هنگامی که از مکه بیرون شد رو بسوی مکه نموده فرمودند: « ای مکه توپسندیده ترین و محبوترین سرزمین برایم استی اگر قومم مرا از تو بیرون نمی کردند جز تو در جای دیگری سکونت اختیار نمی کردم.»( ترمذی)
هنگامیکه صحابه کرام از مکه به مدینه هجرت نمودند و به سبب تغییر آب و هوا بیمار شدند ومکه را یاد می کردند .پیامبر صلی الله علیه وسلم اینگونه دعا فرمود: « الهی ! برای ما مدینه را دوست داشتی بگردان همانند مکه و یا بیشتر از آن» (مسلم)
پیامبر صلی الله علیه وسلم این دعا را برای مدینه از این رو نمود که مدینه محل سکونت شان گردیده بود و می خواست مانند زادگاه شان برای شان محبوب گردد و اگر این محبت با ارزش های دینی در تضاد می بود پیامبر هیچگاهی آنرا تایید نمی کرد و دیگران را هم از محبت ورزیدن با وطن شان منع می نمود. از سوی دیگر حدیث واضح می نماید که پیامبر صلی الله علیه وسلم و یارانش با وطن خود محبت می ورزیدند واز فراق اش رنج می بردند.
در روایت دیگری آمده است: پیامبرصلی الله علیه وسلم برای مدینه دعا نموده فرمودند: اله‍ی! بر مدینه دو برابر مکه خیر و برکت نازل بفرما! » ( بخاری ومسلم) دعاء رمز محبت و دوستی بوده از قلب اخلاصمند بیرون می گردد. چون پیامبرصلی الله علیه وسلم مدینه را دوست داشت این دعای خیر را برایش نمود. همانگونه که ابراهیم علیه السلام برای مکه نموده بود.
وطندوستی یا وطن پرستی؟
از نصوص شرعی فوق این نتیجه بدست می آید که اسلام وطن دوستی را تایید نموده اما با وطن پرستی مخالف است. آنانی که شعار وطن پرستی سر می دهند در حقیقت نه وطن را دوست دارند و نه برای رفاه و آسایش ملتهای ساکن آن تلاشی میورزند. آنها وطن پرستی را شعار می گردانند و زیر این شعار شکم و شهوت خود را می پرستند. در حالی که اسلام نه به شکم پرستی دعوت می کند و نه به شهوت پرستی بلکه به سوی خدا پرستی فرا می خواند ولی فرزندان خود را فرا می خواند تا وطن و زادگاه خود را دوست بدارند و از حمله بر آن و تخریب داشته های آن – به دست هر کسی که باشد- جلوگیری کنند.
وطندوستی حقیقی یا شعاری؟
همه می دانیم که محبت احساسی معنوی است که با سخن گفتن مصداقیت نمی یابد و باید در سلوک و رفتار آنرا به اثبات رساند. هم چنین محبت با وطن باید در رفتار وکردار انسان ظاهر شود و در شعار وسخن خلاصه نگردد. دوستی با وطن در احترام قانون ونظام آن به اثبات می رسد. در تلاش در راستای وحدت و قوت آن آشکار می گردد، در حفظ امنیت ، استقرار ودفاع از آن ثابت می گردد، در اخلاص مسؤولین و کارمندان دروظایف شان واضح می شود، در حفظ اموال و ثروت های آن آشکار می گردد، در تلاش در راستای گسترش عدالت، ارزش های اخلاقی، روح گذشت، محبت ، برادری و مساوات در جامعه آنرا می توان به اثبات رسانید، در تلاش در راستای به دور افگندن هر نوع تفرقه و دشمنی ها میان افراد جامعه و در نهایت در خدمت گذاری به وطن می توان آنرا آشکار کرد.
جمعیت اصلاح و وطندوستی:
اگر نگاهی به جمعیت اصلاح، اهداف وفعالیت های آن بافگنیم با دلیل برای مان آشکار می گردد که جمعیت اصلاح یک جریان وطن دوست بوده محبت به وطن و خدمت به آن را از وجایب مهم خود می داند . نه تنها خود به این مرزو بوم محبت دارد بلکه دیگران را هم بسوی دوستی و خدمت به آن، فرامی خواند. چنانجه جریانات اجتماعی همیشه از متن جامعه نشات می نمایند و به هدف پیشرفت و ترقی جامعه تلاش می ورزند، جمعیت اصلاح هم یکی از این جریانات اجتماعی دینی است که فعالیت های اجتماعی خود را در روشنایی تعالیم دینی انجام می دهد . جمعیت اصلاح ساختن فرد، خانواده و جامعه را بنیاد کار خویش قرار داده، ترقی و انکشاف همه جانبه افغانستان در کنار تأمین عدالت اجتماعی و قانونیت شعار آن می باشد وعملا در راستای تحقق این اهداف شب و روز تلاش می ورزد و فعالیت های شانزده ساله آن، دال براثبات این مدعا است. جمعیت اصلاح از دو دهه بدین سو در راستای تربیت وپرورش نسل جوان اعم از دختر و پسر، و رشد استعداد ها ومهارت های آنها تلاش ورزیده افراد صالح و مصلح به جامعه تقدیم می نماید، که نه تنها در راستای اصلاح خود تلاش ورزند بل در قبال جامعه خود هم احساس مسؤولیت نموده در باز سازی مادی و معنوی آن مساعی بخرچ دهند. همیشه افرادی با این اوصاف برای اجتماع سود مند ثابت می گردند و جامعه را بسوی تعالی و ترقی سوق می دهند در حقیقت تقدیم افرادی با این ویژگی ها برای جامعه افغانی از بزرگترین خدمت اجتماعی و بزرگ ترین نشانه وطن دوستی بشمارمی رود. جمعیت اصلاح مشکل بی سوادی و سطح پایین تعلیمی را که در نتیجه جنگ های نزدیک به چهار دهه به میان آمده به خوبی درک نموده آنرا یکی از علت های عقب ماندگی کشور می پندارد و به همین دلیل برای ارتقای سطح علمی فرزندان این سرزمین اقدام به تاسیس کانون های آموزشی نموده از جمله سلسله لیسه های اصلاح، دارالمعلمین های اصلاح، مدارس دینی که به هزار ها تن از هم وطنان ما از این کانون های علمی مستفید گردیده ویا در حال استفاده ازآنها اند با بالا رفتن سطح علمی افراد جامعه، از یک سو بیماری جهل وبی سوادی که جامعه افغانی از آن بشدت رنج می برد کاسته می شود و از سوی دیگر زمینه پیشرفت سریع کشور مهیا می گردد. این فعالیت هم خدمت قابل ملاحظه به کشور حساب می گردد.
جمعیت اصلاح در تمام برنامه های تربیتی و فرهنگی خویش در میان نسل جوان حس وطندوستی را تقویت می کند و مخاطبین خود را به سوی محبت با وطن و خدمت به آن فرا می خواند و از سویی هم افراد خود را فرا می خواند تا تلاشی خستگی نا پذیر به سوی خدمت گذاری حرکت کنند و به خاطر تحقق این هدف بزرگ و مقدس هیچ نوع معامله و جور آمد نکنند. صدق گفتار جمعیت اصلاح از روی برنامه های یزرگ ملی آن دانسته می شود و هر عاقلی که میان برنامه های جمعیت اصلاح و افراد آن از یک سو با برنامه ها و افراد جریان ها و دیگر موجود در این خطه مقایسه کند به خوبی درک می کند که جمعیت اصلاح چگونه جریانی است و چه می خواهد انجام دهد.
جمعیت اصلاح در کنار برنامه های تعلیمی کلان خود برنامه های کوتاه مدتی را از طریق راه اندازی مسابقات گوناگون، سمینارها ، کنفرانسها، گردهمایی ها، در سراسر کشور در بالا بردن سطح دانش جامعه تلاش میورزد و از طریق رسانه های گوناگون خویش احساس وطندوستی ومحبت با زادگاه را در اذهان کافه ملت غرس می کند. از همین روی است که تعداد زیادی از ملت مسلمان ما از طریق برنامه های عمومی و رسانه ای جمعیت اصلاح در روند زندگی شان تغییرات مثبت کلان و ژرف رخ داده است. جمعیت اصلاح فرهنگ فعالیت فرهنگی با پشتوانه امکانات خودی را در این کشور رایج ساخته است. تا اکنون جمعیت اصلاح از طریق بخش نشرات فرهنگی خود نزدیک به سه صد عنوان کتاب را ترجمه یا تألیف کرده و به دست نشر سپرده است. گذشته از آن در هر شهر خرد و بزرگ کشور کتابخانه هایی را تأسیس کرده تا بدان وسیله از سیل تهاجم فرهنگی بیگانگان بکاهد و در تنویر نسل جوان مفید واقع شود و نگذارد مردم بیچاره ومظلوم ما شکار نیرنگ های دشمنان دین و میهن گردیده ارزش ها و داشته های دینی و میهنی خود را از دست دهند. جوانان سرمایه های جوامع بشمار رفته کشور های که خواهان آینده ای شگوفا و مترقی اند به این قشر توجه خاص می نمایند و همه فرصت ها را در راستای رشد استعداد ها و تواناییهای شان مهیا می نمایند تا بتوانند آینده کشورشان را تضمین نمایند . جمعیت اصلاح نیز این سرمایه ها را نادیده نگرفته برای داشتن یک افغانستان پیشرفته و مترقی|، براین قشر جوان توجه خاص مبذول داشته در راستای تربیت سالم ورشد استعداد های نهفته آنها فرصت های گوناگونی را مهیا نموده تا از یک سو این نیروی جوان ضایع نگردد واز سوی دیگر با تربیت سالم آنها آینده کشور تضمین گردد. از همین رو سالانه جوانان جمعیت اصلاح برای قشر جوان برنامه های گوناگون دایر نموده حس وطن دوستی خود را به اثبات می رسانند. جمعیت از روی حس وطندوستی به خاطر مرهم گذاری بر زخمهای مصیبت زدگان دست کمک خود را برای آنها می رساند و نقش پل را در میان مردم میهن دوست و خییر و میان مردم مصیبت زده بازی می کند تا آنهایی را که مصیبتهای گوناگون گلوی شان را فشار داده و می دهد به کرانه نجات برساند. جمعیت اصلاح با برنامه های مختلف و گوناگون و همه جانبه اش حاضر به خدمات پیاپی برای جامعه بوده حاضر به هر نوع فداکاری می باشد. جمعیت اصلاح بیش تر از دیگران به همکاری اقشار مختلف جامعه اعم از زن ومرد شتافته است. برنامه های جمعیت اصلاح در میان زنان و دختران افغان کمتر از برنامه هایش در میان مردان نیست. هرکه در برنامه های بخش اناث جمعیت اصلاح شرکت جوید به خوبی صدق این گفتار را درک خواهد کرد.
دراخیر می توان جمعیت اصلاح را به درخت پرباری برای افغانستان تشبیه کرد که وجیبه ای خود را در قبال کشور خود احساس نموده با روش مسالمت آمیز ومیانه رو خویش در راستای اصلاح ، تغییر وشگوفایی مادی و معنوی کشور تلاش ورزیده خواهان آن است تا وسیله آبادی با شد نه ویرانی ، وسیله ای باز سازی واصلاح باشد و نه فتنه و فساد. و یا هم می توان جمعیت اصلاح را بازوی معنوی شمرد که در راستای صلح و استقرار، امنیت، عدالت و آزادی، پیشرفت وترقی این مرزو بوم بانیروی بشری رضا کار خود تلاش خستگی ناپذیر انجام می دهد و از هیچ کس جز الله متعال خواهان اجر و پاداش نیست. و با ایمان عمیق دعوت و اصلاح را بردوش نهاده موانع را با یاری خداوند از راه خود دور می نماید و با وسایل اندک خود موفقانه به پیش می رود ودوستی خود را با دین و میهن خود به اثبات می رساند.
ومن الله التوفیق

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!