ummatامت، چگونه منحرف شد و چگونه باز می گردد؟!

در شروع دعوت اسلامی پیامبرمان به سوی قومی رفتند که ظلم اجتماعی، فساد اخلاقی و استبداد سیاسی در میانشان انتشار یافته بود و جاهلیت به گونه ای در دل ها و عقل هایشان نفوذ کرده بود که به عبادت سنگ و بت روی آورده بودند.

و پیامبر توانست از آن امتی که به توصیف حذیفه بن یمان رضی الله عنه “جاهلیت و شر” بود، بهترین امت مبعوث شده در میان بشریت را ایجاد کند.

نسل صحابه رضی الله عنهم به حقیقت، نسل بی همتایی بودند، و سروری، رهبری و قدرت در اختیار مسلمین بود، و صحابه بدن هایشان در دنیا و قلب هایشان در آخرت سیر می کرد، پس بهترین امتی بودند که برای مردمان مبعوث شدند.

اما سنت الله در جهان این است که “الله سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر این که خود سرنوشتشان را تغییر دهند”. به درستی که قانون الله و شریعت آسمانی آن این است که “خودت را تغییر بده تا جریان زندگی تغییر کند”، اما این، سنتی فردی نیست بلکه برای جامعه و امت است.

تغییر، هدیه ای نیست که به انسان داده شود و یا غنیمتی نیست که گرفته شود بلکه تنها و تنها نتیجه ی حتمی تغییر نفوس انسان هاست؛ که این دو متلازم همدیگرند.

هنگامی که مسلمانان از مصدر عزت و قوت خود کناره گرفتند؛ دچار ذلت و ضعف و سستی شدند، برای این که مسلمانان بدانند که هیچ پناهگاهی جز الله نیست، می بایست که تمامی عناصر این امت به دین الله عمل کنند.

و عناصر امت عبارتند از: فرماندهان، نخبگان و عموم فرد فرد امت.. و این گونه نیست که تنها فرماندهان مسئول پیروزی و یا شکست باشند. چنانکه موسی علیه السلام که کلیم الله بود و از تاییدات آسمانی بهره مند بود نیز نتوانست برای قومش که به بندگی و بردگی و زندگی ذلیلانه عادت کرده بودند کاری کند تا آنان را به سرزمین مقدس وارد سازد.

پس الله 40 سال مانع ورودشان به سرزمین مقدس شد و در بیابان سرگردان بودند. چرا 40 سال؟ تا زیردستی و بندگی غیر الله در میانشان از بین برود و نسلی آزاده پس از آن پدید آید، چرا که این دین را تنها کسانی می توانند برپای دارند که تمامی اشکال بندگی را رد کرده باشند، جز بندگی برای الله یگانه ای که شریکی ندارد.

در این مقاله به این مسئله می پردازیم که امت چگونه منحرف شد و چگونه به مسیر باز می گردد؟!

امت چگونه از هویت خودش منحرف شد؟

این انحراف به دو علت باز می گردد:

کاستی و خلل در مباحث شرعی و علمی: که از طرف اهل جدال و حرافان پیش آمد و باعث ضعیف شدن پایبندی و نیز بروز اختلافات دینی در بین مسلمین شد؛ بدین گونه که نقش علمای ربانی و عامل به علم -آنان که غم دین را داشتند- کمرنگ شد و از میدان جهاد علمی و عملی، تشویق مردم به خیر و بازداشتن مردم از منکر دور شدند. تا به جایی رسید که بسیاری از افراد منسوب به علم، -مگر آن کس که الله به او رحم کرده بود- تبدیل به ابزارهایی شدند که در جهت تثبیت حکومت پادشاهان به کار گرفته می شدند و امت را با مسائل فرعی درگیر می کردند و مسائل اصلی را کنار نهادند.

همچنین کاستی و خلل در مباحث سیاسی: از طرف افراد لشکری و صاحب قدرت، باعث ضعیف شدن قدرت اتحاد و نیز پراکندگی دنیوی مسلمین شد؛ همانگونه که شیخ الاسلام فرموده است: “و در سرگذشت بسیاری از پادشاهان عجم و غیرعجم و بسیاری از اهل بدعت و گناه در می یابی که تا چه اندازه، احوالات اهل قدرت و جنگاوران به احوالات اهل کلام و جدل مشابهت دارد”

و به قول شاعر: “و آیا دین را جز پادشاهان و علمای سوء ضایع کرده اند؟!”

و هیچ امیدی به اصلاح احوال مسلمین جز با برون رفت از احکام ضرورت شرعی که ده قرن است بر سیاست های پادشاهان و نهادهای قدرت و نظام های ما حاکم بوده است به سوی احکام استقرار شرعی نیست.

غایب بودن هویت اسلامی در میان امت چه نتیجه ای به دنبال داشته است؟!

نتیجه ی این امر، وقوع یک بیگانگی-خلأ سیاسی، و از دست رفتن وابستگی (صحیح به مبادی سیاسی و عقیدتی اسلام) بود که بدین نتایج انجامید:

1- حاکم شدن اراذل: بدین گونه که جامعه به پستی کشیده می شود و دنباله رو هر صدایی می شوند و با هر آوازی به طرفی میل می کنند که نتیجه ی چند قطبی شدن امت است، در نتیجه امت، گرد افراد شریف و با تدبیر جمع نمی شوند بلکه چه بسا در کنار افراد گمراه کننده، کذاب و اوباش جمع شوند و به خاطر همینان نیز پراکنده و متفرق گردند.

2- تبعیت کردن از بیگانگان: که این کار برای برپا کردن کشور یا ایالات کوچکی که به منظور قطعه قطعه کردن امت و جدا کردن آن از فرهنگ اصیل و بزرگ اسلامی خودش است، صورت می گیرد.. و باعث تبعیت و وابستگی هر چه بیشتر به جوامع بزرگتر، برای پر کردن خلأ سیاسی موجود و گرفتن حمایت داخلی و خارجی از آنان می شود.

3- فساد: که لزوما به دنبال وابستگی و حاکمیت اوباش سر بر می آورد، که بازهم همین فساد، مهیا کننده و بسترساز حاکمیت اوباش و تبعیت از بیگانگان می شود؛ که همین روند، این حلقۀ خبیث و مصیبت باررا که امت اسلامی امروز بدان گرفتار است و جامع همگی این سه مورد است، توجیه می کند.

وجود فساد در امت: مشکل تبعیت و فسادی که امروزه در بین ما موجود است، از خلأ سیاسی به وجود آمد، و این خلأ سیاسی نیز از بیگانگی (با مفاهیم عقیدتی-سیاسی) ایجاد شد که خود این بیگانگی نیز از یک خلأ عقیدتی و یا از فهم اشتباه مفاهیم دینی سرچمشه گرفت که در کنار این، ضعف مشارکت جمعی همراه با از دست رفتن هویت، و وجود روحیه ی تفرقه و دسته دسته شدن، مزید بر علت بود. بدین گونه است که بیگانگی این قدر عمیق می شود.

و برای خارج شدن امت از این بیگانگی: چاره ای نیست جز ایجاد کردن هویت اسلامی، و ایجاد هویت اسلامی هم تابع تصحیح مفاهیم است؛ پس راهی جز تصحیح مفاهیم و به وجود آوردن یک هویت و آوردن مردم به صحنه برای مشارکت و نفی کردن چنددستگی و نفی دسته ها نیست.

منبع : اصلاح آنلاین

 

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!