در این روزها عده ای از انسانها، نعره سر می دهند که دین با سیاست و حکومت ربطی ندارد. این سخن کاملا اشتباه و به دور از منطق بوده، با صلاح و بهبود بشر در تناقض قرار دارد.

چونکه زندگی غربی ها در فراز و فرود قرون وسطی توسط حکومتهای دینی( مطابق آموزه های تحریف شده دین مسیحیت)، رهبری می شد و کاملا آشفته گردیده بود، و زمانی که آنها به فکر باز سازی نظامهای سیاسی خویش افتادند، بر آن شدند که بایستی سایه دین را از سر زندگی سیاسی خویش کنار بزنند؛ لذا در جریان سر و سامان دادن دولت، دین را به فراموشی سپردند. کنار زدن دین را از آن روی انجام دادند که بر آن شده بودند، دین در کار حکومت داری ناکام مانده است؛ ولی بر عکس، حکومت موفق و دوامدار مدینه واضح و هویدا نمود که دین(اسلام) توانایی و قدرت پیشبرد دولت و حکومت را دارد. اما پس از قرنهای متمادی که نظام سیاسی اسلام دچار چالش گردید و نظام حکومت داری اسلامی از دست انسان های دیندار بیرون کرده شد و زمام امور به دست کسانی تکیه نمود که نه از تقوی ودینداری خوب برخوردار بودند و نه از توانایی مدیریت خوب.

آموزه ها وقوانین سیاسی اسلام در قلمرو نظام های شاهنشاهی جهان اسلامی از تطبیق باز ماند، و امروزه پس از این همه مدت طولانی،که از حکومت بر اساس عدل و قسط خبری نیست تا انسان ها زیر سایة آن به امنیت و آسودگی نفس راحت بکشند و از سویی هم غربیها به خاطر مقابله با پیشرفت های سیاسی مسلمین بر آن شدند که نظام سیاسی در کشور های اسلامی را به نحوی تحت تأثیر خویش آورند و تبلیغات زیادی سر دادند و از ناکامی حکومت های دینی و کامیابی حکومت های غیر دینی، داد زدند؛ مع الوصف خود هم نتوانستند که دعوای حکومت داری خوب را به اثبات برسانند، بناء، بر آن شدیم تا به تاریخ اسلام مراجعه کنیم و از آن تاریخ درخشان، نمونه های خوب را به عنوان مشت نمونه خروار برای بشریت تقدیم بداریم که رهنمایی باشد برای باز سازی کار و فعالیت های سیاسی در کشور عزیز مان. در رأس این نمونه های درخشان سیستم حکومت داری خوبی است که توسط پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه وسلم پایه گذاری شده است. این بروشور در راستای تحقق این هدف تهیه وترتیب شده وتقدیم خوانندگان عزیز می گردد.

هموطنان عزیز!
نخست باید سیاست و حکومت را بشناسیم
در کتابهای لغت هنر حکومت داری و مدیریت را سیاست گفته اند، در علوم اجتماعی ختم جنگ برای مصالح عامه و به قوت تمام کار کردن در این راه، نیز سیاست نامیده شده است.

کلمة سیاست در قرآن کریم استعمال نشده است؛ اما به جای آن، واژه های خلافت، تمکین، حکومت و حکم استعمال شده است. امام شهید حسن البنا به اساس فهم درست و اصیل اسلامی، نظام اسلامی را برای آماده سازی و تربیت خوب، چهار عنصر: حکومت، امت، فرد و خانواده نام نهاده است. و از روی توطئة غربی در برابر این مفکوره پرده برداشته و می گوید:
غرب برای اینکه اسلام را از میان بردارد، خلافت را از بین برد. بعد از آن حکومت های اسلامی را به حکومت های بی دین و سکولار تبدیل نمود و تلاش کرد تا امت اسلامی را سرکوب نماید، در میان امت اسلامی قوانین وضعی را جاگزین قوانین اسلامی کند، که در نتیجة آن به خانواده هم آسیب رساند و در پهلوی آن، روحیه و انگیزه های اختلاط میان زن و مرد، تمدن، فرهنگ و اخلاق غربی را بر مسلمانان تحمیل نمود.

نظام حکومتداری رسول الله صلی الله علیه وسلم؛ بنیاد ها و ویژگیها:
بدون در نظر داشت اینکه قبل از آمدن پیامبر صلی الله علیه وسلم در میان عربها حکومتی موجود بود و یا خیر؟ خاطر نشان باید کرد که نظام مبارک اسلام توانست در عقیده و سلوک و زندگی اجتماعی این جامعه تغییرات ودگر گونی های کلان وارد کند، پس پر واضح است که تبدیل نمودن حکومتداری برای این نظام، کار بسیار آسانی بود.

حکومت اسلامی مدینه منوره که کاملا یک حکومت دارای با مرجعیت دینی بود، زعیم حکومت با فرستنده خویش (پروردگار) از طریق وحی مستقیما در ارتباط بود و دیگر هیچ کس در زندگی بر او مسلط نبود، توانست یک گروهی از مسلمانان را با عقیده واحد و مستحکم آماده سازد و آنها را در یک قسمت از زمین جمع آوری نماید و به شکل بسیار قوی زمام تمام کارها را، در دست بگیرد که در سطح جهانی برای همین، حکومت و دولت گویند. قسمیکه مستشرق مشهور هیلمت ایچ می گوید: بعد از هجرت در مدینه یک حکومت منظم به دست یک رئیس دولت به کار آغاز نمود.

این حکومت رسول الله صلی الله علیه وسلم، دارای بیرق، لشکر و قانون بود، تمام برنامه های حکومت داری مانند: برقراری عدالت و انصاف، دفاع از حریم مردم مدینه، فعال سازی تعلیم و تربیه، جمع آوری بیت المال، امضا کردن معاهدات، استقبال هیئت های بیرونی و فرستادن سفیران را نیز به پیش می برد. هیچ دین و نظریه ای به این اندازه با حکومت و نظام مطابقت ندارد.

اسلام در مسئلة تطبیق نظام، تنها به مسئلة دنیوی تاکید ندارد؛ بلکه امور دینی را هم به طور یک نظام قوی و درست تنظیم کرده است و مراعات نمودن این نظام تنها در قضایای بزرگ و دایمی مطلوب نیست؛ بلکه این نظام باید در قضایای کوچک و مقطعی هم در نظر گرفته شود، مانند: تعیین قیادت در سفر، که رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مورد می فرماید: «اگر در سفر سه نفر بودید، یکی را از میان خویش امیر تعیین کنید».

در صورتی که در یک سفر سه نفری تعیین امیر امر مهم باشد و پیامبر بزرگ ما نسبت به آن اهتمام داشته باشد، چگونه ممکن است که تعیین آن در رأس یک دولت بزرگ ضروری پنداشته نشود. به همین سبب مسئلة تعیین زعیم و امارت در فکر یاران گرامی پیامبر صلی الله علیه وسلم به درستی جا گرفته بود.

نمی بینی! که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم، قبل از هر چیزی در مورد انتخاب امیر و جانشین پیامبر صلی الله علیه وسلم، تصمیم گرفته شد، تا زمانی که ابوبکر رضی الله عنه به صفت امیر مسلمانان تعیین نشده بود، تمام امور دیگر متوقف بود.

چنانچه یک اصل مهم حکومتداری این است که قانون باید به قوت و توان نگهداری شود، اما اگر مسؤولین حکومت اسلامی به جای استفاده از قوت در تطبیق قانون، خود را قدوة تطبیق قانون و نمونة عملی پیروی از قانون بگردانند. تنها در این صورت، به جای پیشرفت عادی قانونمندی و حکومتداری، شاهد پیشرفت خارق العاده و عجیبی در امر حکومت داری خواهیم بود. همان سان که رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین ویک قرن بعد از ایشان، عمر بن عبدالعزیز بهترین نمونه این تطبیق بوده اند. برای اینکه حکومت وظیفة خود را به درستی انجام دهد، باید تمام کارمندان حکومت و به ویژه در چهار بخش (امیر حکومت، والیان، قاضیان و خزانه داران) امانت دار و حکومت دار خوب باشند.

پیامبر بزرگوار اسلام، صلی الله علیه وسلم، پس از آن که مردم انصار فدارکارانه، با ایشان بیعت نمودند، و رهبریش را با جان ودل پذیرا شدند و مردم مدینه هم این سخن را از روی دلایل ذیل قبول کرده بودند، برای بنیانگذاری حکومت اسلامی، به مدینه منوره هجرت نمود:

1) مدینه قبل از پیامبر صلی الله علیه وسلم، رهبری که تمام اهل مدینه قیادت وی را بپذیرند، نداشت.
2) 500 نفر از قبایل اوس و خزرج که اکثریت قاطع مدینه را تشکیل می دادند از ته دل قیادت پیامبر صلی الله علیه وسلم را پذیرفته بودند.

3) افراد باقیماده هر قبیله ای نیز بخاطر حفظ وحدت وقوت خویش از تصمیم اقوام خود سرکشی نکرده، بر پیمان خود باقی ماندند.

4) یهود هم به تمام پیمان های، هم پیمانان خود (اوس و خزرج) احترام داشتند و مطمئن بودند که از این کار به آنها زیانی نمی رسد.

پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وسلم تمام امور مدینه را به هدف رهبری بهتر، به دست گرفت و به کمک 12 نفر از بزرگان انصار و سران مهاجرین مانند: ابوبکر و عمر رضی الله عنهما امور را به پیش می برد، که به وجود آمدن این قوت سیاسی در مدینه منوره شرطهای نخستین و ضروری یک دولت برآورده گردید، ملت توانا، سر زمین یثرب، آزادی مدینه و قیادت و رهنمایی پیامبر بزرگوار صلی الله علیه وسلم بنیاد تازة دولت را نهاد، اما به کار زیاد ضرورت بود که قیادت و رهبری را به شکل درست عملی نماید، پس پیامبر و قاید بزرگ مسلمانان صلی الله علیه وسلم تلاش می نمود بخاطر قوت ملت و اصحاب خود کارهای مهم ذیل را انجام دهد:

• یثرب بنام مدینه رسول و یا قلعه مستحکم اسلام، نامگذاری شد که به شکل جدید به حیث مرکز دینی و سیاسی معرفی شد.

• برای نشر رهنمایی های دینی پیامبر صلی الله علیه وسلم، تهداب مسجد گذاشته شد تا پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن، نه تنها برای عبادت بلکه به حیث مرکز سیاست و قضاوت کار گیرد. و متصل به آن نقشة آبادی خانة خود و خانه های اصحاب خویش را بطور عملی آغاز نمود و مسجد مرکز حکومت نو تشکیل، شمرده شد.

• نام های قبایل را به هدف اخوت اسلامی و وحدت ملی از میان برد و تمام باشنده گان اصیل مدینه از روی وظیفه و رسالت شان بنام انصار (کمک کننده گان مهاجرین) و آنانی که از مکه و اماکن دیگر آمده بودند، بنام مهاجرین مسمی شدند و مدینه، خانة مشترک انصار و مهاجرین شمرده شد.

• بعد از آن، برای مستحکم تر شدن این وحدت در خانه انس بن مالک رضی الله عنه میان مهاجرین و انصار چنان پیمان محکم برادری برقرار شد که به سبب آن، مشکلات اجتماعی و اقتصادی هر دو گروه، حل گردید.

• در میان اقوام ساکن مدینه (اوسیان، خزرجیان، مهاجرین و یهود) به اساس رهنمایی درست پیامبر بزرگوار صلی الله علیه وسلم به هدف تعامل و ارتباطات درست، به نام قانون مدینه، یک اساسنامة قانونی ترتیب شد، که از نظر مؤرخین و متخصصین علوم اجتماعی به نام اولین وثیقه کتبی قانونی بشر، یاد می شود.

این وثیقه بعد از پیمان برادری به میان آمد که در حقیقت 8 وثیقة بود که مشتمل بر (50) ماده می شد، دو وثیقة نخستین آن (30) ماده داشت که ارتباط میان مهاجرین و انصار را تنظیم نموده بود و شش وثیقة دیگر که (20) ماده داشت به تمام موضوعات دیگر اشاره می کرد.

• بخاطر افتاء، قضا و امور اداری تشکیلات ابتدایی را تنظیم نمود.

• برای استقبال هیئت های خارجی، محیط مدینه قسمی آماده گردید که رفت و آمد مردم در آن به طور آزاد صورت گیرد و در مدینه برای آنهایی که می آیند، اساس یک حکومت اسلامی نمایان باشد.

• بعد از آن برای ارتباط با حکومت های دیگر بیرونی آمادگی گرفته شد و با ارسال پیام ها و سفیران تلاش برای جهانی سازی حکومت اسلامی، آغاز گردید.

ویژگی های نظام اسلامی ساخته شده دست پیامبر صلی الله علیه وسلم:
1) منهج الهی: تمام سیاست ها و خطوط اساسی حکومت اسلامی از وحی الهی سرچشمه می گیرد و در مسیر این راه، سخنان و توضیحات پیامبر صلی الله علیه وسلم، آن را روشنتر می سازد و تطبیقات عملی پیامبر صلی الله علیه وسلم بر آن جامة عمل می پوشاند.

2) مفکورة جهانی دارد: اسلام و نظام اسلامی برای تمام انسان ها پیام عدالت، امن، صلح و نیکبختی آورده است، و در خدمت یک توده و قشر خاصی نیست. به طور نمونه هنگامی که یک شخص بی ایمان(ظاهرا مسلمان)، مال ودارایی یک یهودی را به وسیله ادعای کاذب از وی بگیرد، بخاطر حمایت از همان یهودی (9) آیت قرآن کریم نازل شد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور داده شد تا در مقابل منافقان تهمت کننده، استادگی نماید.

3) تشکیل شورایی دارد: در پهلوی اینکه پیامبر بزرگوار ما در هر امری چه کوچک و چه بزرگ، از جانب پروردگار خود مستقیما دستور و رهنمایی به دست می آورد و در هیچ قضیه ای امکان خطا و اشتباه وجود نداشت، باز هم پروردگار مهربان بر فرستاده اش به طور جدی تاکید می ورزد تا با یاران خویش در امور مشوره نماید و سوره ای را در کتاب خویش بنام سورة (شورا) نازل نمود که در آن مشوره گرفتن در تمام امور، از ویژگی های صحابة کرام یاد شده است.

4) با انسان های فقیر معاونت می نماید: در طول تاریخ، انسان های زیادی آمده اند که از زندگی دیگران به نفع خود کار می گیرند؛ ولی همیشه همین نظام الهی و پیامبران مانع آنها شده و انسان های ناتوان را از چنگال آنها رهایی بخشیده اند. قسمیکه خداوند کریم برای نجات بنی اسرائیل پیامبر عزتمند خود موسی علیه السلام را با پیام عادلانة خود فرستاده می فرماید: (وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ){القصص 5}.
ترجمه: و ما می خواهیم در روی زمین انسان های ناتوان را پیروز گردانیم و به آنان بزرگی و میراث زمین را بسپاریم.

5) توجه به اخلاق و ارزش های آزادی: حکومت اسلامی خواستار این است که تمام انسان ها حیات باعزت داشته باشند و در آخرت هم به سرانجام نیک دست یابند. حکومت اسلامی وظیفه دارد که در تمام امور اداری و به طور خاص در تعامل با دیگران ارزش ها را در نظر گیرد.

مطالبه: بعد از تمام آنچه بیان گردید، به وضاحت می توان گفت که حکمرانان دنیا و به طور خاص رهبران دنیای اسلام را می سزد که به هدف حکومتداری درست به رهنمایی ها و عملکردهای منجی بشریت، به دقت تمام بنگرند و از توانایی ها و ظرفیت های رعیت خویش به اندازه توان برای حکومتداری خوب و توانمند ساختن قانون، استفاده نمایند.
ومن الله التوفیق

منبع : اصلاح آنلاین

20181204_094840

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!