بررسی احکام فقهی مهاجرت ها

وقتی موضوع اقامت خارج از دارالاسلام مطرح می‌شود در واقع شامل اقامت درهمه‌ء کشورهای غیر اسلامی است خواه این کشورها دارای دین الهی باشند، مانند کشورهای که پیرو دین مسیحیت و یهودیت هستند و خواه اینکه درآن کشور دین الهی مشخصی وجود نداشته باشد. فقها به جهت بیان و روشن شدن موضوع دارالکفر را به دو قسم تقسیم کرده اند.

  1. دارالکفری که اظهاردین درآن ممکن نیست.
  2. دارالکفری که اظهار دین درآن ممکن است.

در ادامه به بیان این دو نوع دارمی‌پردازیم:

اول: دارالکفری که اظهاردین درآن ممکن نیست:

دارالکفری که امکان برپایی شریعت اسلام درآن میسر نباشد بر دو نوع است یا امکان هجرت از آن بسوی کشور اسلامی ممکن است یا اینکه هجرت میسرنیست که در زیربه بیان احکام هریک از این نوع هجرت می‌پردازیم.

اول: دارالکفری که امکان هجرت از آن ممکن است:

بنابرنص صریح آيه 97 سوره نساء(قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيراً) مشخص می‌گردد که اگرکسی درسرزمین‌‌‌‌‌‌ غیراسلامی توان اظهاردین را نداشته باشد هجرت کردن براو واجب ‌است؛ علاوه بر استناد برکلام خداوند اقوال و آرای فقهای مذاهب مختلف اسلامی نیز دلیلی بر تحریم اقامت در دارالکفری است که امکان اظهار دین درآن نباشد؛ اما هجرت کردن میسرباشد از میان اقوال این فقها قولی از ابن رشد است که می گوید: اجماع اهل علم بر این است که اگرکسی در دارالکفر ایمان آورد بر او واجب است که از آن جا به طرف دارالاسلام خارج شده و درآنجا مقیم نشود تا احکام کفار بر او جاری نگردد؛ بنابراین درباره جوازاقامت دربلادی که با مسلمانان سرستیزدارند و اظهاردین درآن ممکن نباشد بین فقها اختلافی وجود ندارد وهمه گی بروجود هجرت ازآن دار به سوی کشوراسلامی تاکید کرده اند.

  1. در صورت عدم امکان هجرت:

اگر مسلمانان در بلادی اقامت داشته باشند، که اظهاردین درآن ممکن نباشد، واز طرف دیگرهجرت کردن و بازگشت به طرف دارالاسلام نیزمیسرنباشد دراین حالت به دلیل عدم استطاعت درهجرت، اقامت آنان مباح تلقی شده وبا ممنوعیت شرعی مواجه نمی گردد. مؤید این قول هم آیات 98 تا 99 سوره نساء(فَأُوْلَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوّاً غَفُوراً (99) وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَماً كَثِيراً وَسَعَةً وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِراً إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً) است؛ این عدم توانایی درهجرت ممکن است بخاطرعواملی مانند مریضی، اکراه براقامت دربین کفار، ضعف زنان وکودکان یا هرگونه عجزدیگری باشد که دراین حالت وجوب هجرت منتفی می گردد.

دوم: دارالکفری که اظهار دین در آن ممکن است:

گاهی دردارالکفرمسلمانان قادر به اظهاردین بوده با وجود اقامت در بین کفارتوانایی‌انجام تکالیف شرعی را دارند و امنیت در ابعاد جانی و مالی و سایر امور برای آنها مهیا است.

آنچه محل اختلاف فقهاست مورد اخیرمی باشد به گونه یی که عده یی از فقها با وجود اظهاردین درآن بلاد قایل به تحریم اقامت شده وعده ای دیگربه جواز اقامت قایل شده اند در واقع جمهور فقها ازجمله امام ابوحنیفه قایل به جواز اقامت درچنین شرایطی هستند و بر جواز اقامت به نص قرآن و سنت استدلال نموده اند. قول راجح با وصف بررسی و ارزیابی اقوال وارد شده دراین مسئله چنان می نماید که همه این موارد محل اختلاف فقها نیست بلکه اختلاف درباره اقامت در دارالکفریست که امکان اظهاردین باشد وفتنه یی متوجه مسلمانان نشود؛ دراین حالت آنچه به نظرثواب می‌آید قول دوم یعنی جوازاقامت در خارج ازدارالاسلام می باشد که این جوازاقامت باید منوط به دوقید اساسی یعنی اظهاردین و وجود امنیت باشد.

انواع اقامت درخارج از دارالاسلام به اعتبارحکم تکلیفی

بعد ازبیان قول راجح مبنی برجوازاقامت درخارج ازدارالاسلام اکنون مراتب اقامت در دارالکفربیان می‌‌‌شود که بسته به مقاصد ونیات مختلف باهم تفاوت داشته به اقامت واجب، مستحب، مباح، مکروه وحرام تقسیم می‌شود.

اقامت واجب

منظورازاقامت واجب حالت ایست که مقیم شدن دربین کفارمصلحت مهمی را برای اسلام و مسلمانان به همراه داشته باشند که درزیربه برخی ازاین موارد اشاره می‌شود:

  1. دستیابی به علوم مورد نیازی که درحوزه دارالاسلام یافت نمی‌شود، بر مسلمانان واجب است که جهت دست‌یافتن به علوم وفنون نوینی که درمواطن خود یافت نمی‌شود، دارالاسلام را ترک کرده ودربین کفارمقیم شوند. البته این امرفرض کفایی بوده اگرتوسط عده‌ ای ازمسلمانان‌‌انجام شود، وجوب ازدیگران ساقط می گردد.
  2. اگراقامت دربین کفارسبب محقق شدن یکی ازمقاصد مهم شریعت مانند امربه معروف ونهی ازمنکرگردد؛ دراین حالت برمسلمانان واجب است که جهت دستیابی به این مصلحت در دارالکفرمقیم شوند چون دراین شرایط اقامت بر هجرت راجح میباشد.

3 . زمانی که کسرت مسلمانان دربلاد غیراسلامی سبب به رسمیت شناخته شدن دین اسلام شده و حقوق و مزایای لازم را برای مسلمانان آن مکان فراهم گرداند؛ دراین حالت برمسلمانان واجب است که جهت افزایش نفوس اسلام ازهجرت خود داری کنند.

  1. 4. هرگاه اقامت دربین کفارمنجربه تبلیغ دین وآیین اسلام شود، وبه واسطه آن مسلمانان، کفار و مشرکان با اسلام و   ویژه گی های آن آشنا شوند در این حالت نیز ادامه اقامت دربین کفار واجب است.

اقامت مستحب : مقصود از اقامت مستحب حالتی است که درآن مسلمانان قادر به اظهار دین و اقامه شعایر اسلامی بوده و  مقیم شدن در بلاد غیر اسلامی راجح تر از هجرت به دارالاسلام و ماندن در محدوده دارالاسلام است که در زیر به برخی از مصادیق آن اشاره می گردد.

  1. اگرمسلمانی در دارالکفرقادر به اظهار دین باشد، آنجا را به دارالاسلام تبدیل کرده اقامت او درآنجا بهتراست.
  2. زمانی که اقامت دربین مشرکان سبب گردد مسلمانان ازاحوال وشرایط آنان مطلع شوند، چنانکه عباس بن عبدالمطلب برهمین هدف در بین مشرکین مکه اقامت گزید.
  3. اگرمسلمانی درمیان کفارمقیم است بردین، جان ومال خود امنیت لازم را بیابد وحضوراو در دارالکفرباعث شود ساکنین آنجا شناختی ازحقیقت اسلام داشته باشند.
  4. اقامت دربین کفاربه دلیل انجام یکی از فروض کفایی باشد. مانند آموزش علوم دینی به افراد آن جامعه.
  5. اگر مسلمان مقیم در دارالکفرهم توانایی اظهاردین وهم توانایی انجام امور خیرواعمال خداپسندانه را داشته باشد و …

 اقامت مباح :

مقصود ازاقامت مباح حالتی است که مقیم شدن دربین کفارگناه و ثوابی را درپی نداشته باشد به شکلی که بین اقامت وهجرت تساوی باشد.

ازجمله این حالت می توان به موارد زیر اشاره کرد:

مسلمان مقیم در دارالکفر به دلایلی مانند مریضی، پیری، اکراه، ضعف زنان و فرزندان و … از هجرت به دارالاسلام عاجز باشند. دلیل این حالت کلام خداوند است که در سوره نساء میفرماید: (مگر مردان ضعیف و زنان و افراد پیر که توانایی بازگشت به دارالاسلام را ندارند)

منابع:

برسی فقهی حقوق اقامت مسلمانان در کشور های غیر اسلامی

صمد احمدی نیاز

البحوث فی القضایا الفقهیه المعاصره- محمد تقی عثمانی

20181011_112813

 

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!