امید و آرزو؛ رحمتی برای امتIMG_20180225_113046

تحقیق از: صالحه رحمتی

اميد براى امت من مايه رحمت است و اگر اميد نبود، هيچ مادرى فرزندش

 را شير نمى‏داد و هيچ باغبانى درختى نمى‏كاشت. (کلام نورانی پیامبر ص)

چکیده

آیا هرگز متوجه شده اید وقتی به شما گل سرخی هدیه می کنند که ساقه اش با خود خارهایی دارد، اگر خارها را از آن جدا کنند، زودتر پژمرده می شود؟من و تو هرگز به فردی که شاخه گلی به ما هدیه می کند نمی گوئیم که چرا گلی را با خار به ما می دهد بلکه با محبت پذیرای آن می شویم و سپاسگذاری می کنیم. همچنین است حکایت زندگانی دنیا.

زندگی، بستری از تیغ و خار یا باغی از گل سرخ است؛ مهم اینست که ما از چه زاویه ای به آن مینگریم. طرز دید به حوادث روزگار را از داستان دختر کوچکی باید آموخت که روزی از روزها هنگام برگشت از مدرسه به خانه، وقتی هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی در گرفت، دخترک طبق معمول پیاده بطرف خانه در حرکت شد. مادر کودک نگران اینکه مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد تصمیم گرفت بدنبالش برود. اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده می شد، او می ایستاد، به آسمان نگاه میکرد و لبخند می زد و با هر رعد و برقی این حالت را تکرار می کرد. مادر بعد از رسیدن به او، پرسید: که چه می کند؟ و چرا بین راه می ایستد و به آسمان در حین غرش لبخند می زند؟دخترک پاسخ داد: من سعی میکنم تا زیبا به نظر بیایم، چون خداوند مرتب از من عکس می اندازد.

به حوادث تند روزگار اینگونه باید نگریست.پس شایسته اینست که: از کنار خارهای زندگی، بزرگوارانه بگذریم و نگاه امیدوار خود را متوجه گلها کنیم. مجموعه حاضر را سعی بر آن است تا طرز دید به زوایای مختلف زندگی را با نگاهی امیدوارانه به آن بیاموزاند و  اهمیت این موهبت الهی(امید)از جنبهء دینی به بررسی گرفته شود و بدانیم که چگونه می بایست در دلها بذر امید کاشت وآنرا بارور ساخت.

کلید واژه ها:معرفت امید، اهمیت امید در متون دینی و عوامل امید بخشی.

مقدمه

انسان فقط یکبار زندگی می کند، اگر آن را از دست بدهد همه چیز را از دست داده است، دنیا و آخرت را از دست داده است. پس بیایید این یکبار را واقعا زندگی کنیم. این که ما مؤمن باشیم به این معناست که ناامیدی راهی به درون زندگی ما پیدا نکند؛ و این که هنگام غروب و گسترده شدن تاریکی به خورشید نگاه کنیم و پس از آن به ستاره ها خیره شویم، زیرا آنها به ما می گویندکه تاریکی، همیشگی نیست و سپیده دم فرا می رسد تا از همه جا روشنایی سر برآورد. پس هرگاه احساس تاریکی به درون راه پیدا کرد به نقطه های روشنی که در زندگی پراکنده هستند فکر کنید.(بن عبدالله القرنی،1392،ص 110-111)

استفان لیکوک می نویسد:« چه عجیب است زندگی! طفل به امید آنست که بزرگ و نوجوان شود، ونوجوان به امید اینکه رشد کند و جوان شود. جوان می گوید: باشد که ازدواج کنم، پس چون ازدواج کرد در انتظار بازنشست شدن است و در هنگام پیری نیز به مرحله ای می رسد که عمرش را کرده است و فرا رسیدن پیری مثل این است که بادی سرد آن را در نوردیده باشد.بیایید ارزش زندگی کردن در لحظات را بیاموزیم و اینگونه عمر را بسر نرسانیم.چه بسا انسانهایی که در فراز و نشیب زندگی، خویش را می بازند و ناامیدی سراپای شانرا فرا می گیرد. و مرگ را آخرین چاره میدانند. بخوانید که خداوند چه می فرماید:«ولَا تَاْيَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَاْيَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُون»« یوسف 87 »(هر آئینه کسی از رحمت پروردگار ناامید نمی شود جز کافران) شایستهء مؤمن به خدا نیست که با وجود این فرمودهء خدای مهربان زانوی غم بغل کند. وقتی او تعالی چنین می نویسد، در حقیقت میان کفر و ناامیدی رابطه برقرار کرده است. زیرا ناامیدی به معنی ایمان نداشتن به توان مطلق خداوند است، که این موضوع به کفر می انجامد.( بن عبدالله القرنی،1392،ص 109)

ناامیدی، پایبندی سنگین و مصیبتی گسترده است که دارنده اش را از آزادی حرکت باز می دارد و گوشه نشین می شود چنین شخصی به دلیل چیرگی ناامیدی بر درونش، توان کار و تلاش برای تغییر موقعیتش را ندارد. بدبینی او از تمام اتفاق هایی که می افتد سبب بدگمانی او نسبت به پروردگارش شده، توکلش به خداوند ضعیف شده و از بدست آوردن خواسته اش قطع امید کرده است.

الهی:مرا زین خودپرستی ها رها کن     چنان اندیشه ای بر من عطا کن

که تقدیری که از آن ناگزیرم             توانم جبر و قهرش را پزیرم

و با عزمی چنان پیگیر باشم                که ناتقدیر را تغییر بخشم

مجموعهء حاضرنیز بر آنست تا عزم ها را جزم کند و این ممکن نیست مگر با نگاه های امیدوار به زندگی و کاشت بذر امید به دلها.

معرفت امید

در معرفی آن می نویسند: امید یعنی انتظار امری محبوب و پسندیده که اکثر اسباب دستیابی به آن امر نیز محقق باشد. و از نگاه روان شناسی امید را انتظار مثبت برای دستیابی به اهداف می خوانند.

اینکه چگونه بدانیم امر محبوب و مورد نظرمان پسندیده است و امید داشتن و انتظار برآورده شدن آن باکی ندارد، بر می گردد به یک قانون ساده و آسان. هر امری که موافق آن بود پسندیده است و در غیر آن امیدیست نامطلوب، کاذب و مجازی. آن قانون، رضای خدای متعال است.و بدانید که امید زمانی مفهوم می یابد که همراه با سعی و تلاش باشد و در جهت دستیابی به امرمورد نظر، کار صورت گیرد. در غیر آن، آرزویی خواهد بود بدون عمل. که خداوند در مذمت آن چنین مینویسد:﴿…یُحِبُّونَ أَن یُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ یَفْعَلُواْ:(دوست دارند به آنچه انجام نداده اند، ستایش شوند).«آل عمران 188». گرچه آرزو و امید، ودیعه‌های الهی در ضمیر انسان‌هاست، امّا آرزوهای واهی که بدون پشتوانة عقل و عمل، انسان را به خود مشغول می‌کنند، نتیجه‌ای جز حسرت و خسران ابدی در پی نخواهند داشت.اگر انسان انتظار و امید چیزی را دارد، باید خود را برای استقبال از آن آماده کند. کسی که ادّعا می‌کند، انتظار چیزی دارد و اثری در عمل او نمایان نیست، در واقع، به ادّعای دروغینی دست زده است.(فرزند وحی و سهرابیان، 1393،سال 5، ش14)

 امام ابن جوزی رحمه الله  در کتابش « صید الخاطر» حقیقتی پایدار را شرح داده که در گفت و گوی خیالی جالب میان آب و روغن رخ داده است . بدین سان که هرگاه آن دو در ظرفی با هم مخلوط می شدند روغن روی سطح آب قرار می گرفت؛ آب با ناراحتی به روغن گفت: « من درخت تو را رویانده ام، چرا بر بالای من قرار می گیری؟ ادبت کجاست؟ روغن گفت: دلیلش آن است که من در برابر درد کوبیده شدن و عصاره گیری، صبر کردم در حالی که تو به روی ریگزارهای زمین در حرکتی و به دنبال آسایش هستی. با بردباری  و ناامیدنشدن، ارزش هر چیز افزوده می شود.

امید بستن به آنچه که در نزد خدای متعال است، از بزرگترین توفیق‌های انسانی و از بهترین آرزوهاست؛ زیرا فقط آنچه نزد اوست، باقی و غیر او فانی است. گرچه مال و فرزند زینت زندگی دنیاست، امّا اعمال صالح همچون نماز، روزه، ذکر، صدقات و غیره که زینت سفر آخرت و تا ابد ماندگارند، نیکوترین آرزوهاست. آنچه ابدی و جاودان است، نزد خداست. انسان می‌خواهد یاد و نامش همواره جاودان بماند. پس باید به سوی خدای هستی‌بخش صعود نماید و از هر چه غیر اوست، ببرّد؛ زیرا غیر او نابودشدنی و محکوم به نیستی است. امید به رحمت الهی و حرکت برای رسیدن به او ارزشی بس والا دارد، و شایستهء بنده نیست که به غیر او امید ببندد..(فرزند وحی و سهرابیان، 1393،سال 5، ش14)

اگر حاجت خود بری به درگاه خدا         حاجات تو را کند خداوند روا

با صدق و صفا                                                          بی چون و چرا

زنهار مبر حاجت خود بر در خلق         کز خلق نیاید کرم و جود و عطاء

با جامهء دلق                                                             بی شرک و ریا

هنگامی که امیدوار زندگی می کنیم، هرگز برای خودمان خانه ای خیالی یا رویاهای زیبای دروغین نمی سازیم، بلکه ما نیاز به مشوق و نیرویی داریم که آغازی برای رو به جلو رفتن باشد. ما خواستار گام نخستینی هستیم که گام های موفقیت و اکتشاف و نوآوری را به همراه داشته باشد، تا به زمان ناامیدی بگوئیم: خداحافظ.

و باید از هم اکنون، ایجاد تغییر در خود و کاشتن امید در قلب هایمان را برای تمامی مسیرهای زندگی آغاز کنیم. زیرا امتی که ناامیدی و دل سردی و بی ارادگی در میان آن نفوذ کرده، امتی است که سزاوار پیروزی و موفقیت نیست و شایستگی نشستن بر فراز جایگاه اکتشاف و تمدن و پیشرفت را ندارد. هیچ شخصی پیشرفت نکرده وهیچ امتی از میان امت ها پیروز نشده مگر هنگامی که در ذهن و عقل و روحشان هدف هایی را جای داده اند که الهام بخش آنان بوده و هر سلول بدنشان را بر انگیخته تا به خواسته شان برسند.( بن عبدالله القرنی،1392،ص116)

آیا می دانستی که از حقوق مردم بر فرمانروایشان اینست که آنان را از ناامیدی و بدبینی و ذلت دور نگه دارد. چرا که این احساسات سرد آنان را قبل از مرگ شان در کفن می پیچد.(غزالی مصری،1386، ص53)

فرد امیدوار با توجه به اعتقادی که به هدفمندی جهان دارد، زندگی برای او مفهوم و معنا خواهد داشت. او می داند که خداوند انسان را بیهوده نیافریده است و زندگی پدیده عبثی نیست.گفتمان درونی انسانهای امیدوار و ناامید نیز گویای این مطلب است. فرد ناامید همواره بر این تکیه دارد که تا کی باید کار کرد؟ از دید این افراد زندگی سرد، تاریک، بی روح، تلخ، و زجرآور خواهد بود. ولی فردی که گوهر امید در وجود اوست می گوید: زندگی مادامی که انسان زنده است و عمر دارد باقی است. تا زمانیکه انسان جان در بدن دارد، امید هم باقیست.

امید نیروی محرکی است که بسوی تکامل سوق می دهد.پیشرفت های روز افزون بشر در زمینه های مختلف، ره آورد این نعمت الهی است. اگر امید نباشد بشر انگیزه ای برای تحمل رنج و زحمت نمی داشت و حالت بی تفاوتی نسبت به خود و محیط پیرامونش بر او غالب می گشت. امام محمد غزالی مصری می نویسد: مردی را می شناسم که در یک عمل جراحی پایش قطع شد، به عیادتش رفتم تا با او همدردی کنم و از جائیکه او فردی خردمند و عالم بود تصمیم گرفتم به او بگویم: ملت از تونمی خواهد که دونده یا کشتی گیر ماهری باشی، همانا  از تو اندیشه ی درست و فکری روشن می خواهد که تو دارا هستی، هنگامی که او را ملاقات کردم به من گفت:« خدا را شکر که ده ها سال از پایم خوب استفاده کردم، و در سلامت دین چیزی است که قلب را خشنود می کند».(غزالی مصری،1386، ص 35)

اهمیت این موهبت الهی(امید) در متون دینی

دین تنها در بهبود روحی و روانی افراد مؤثر نیست، بلکه بر سلامت جسمانی افراد نیز اثرگذار است و باعث بهبود سریع تر بیماران شده و تحمل مسایل را در مواجهه با بیماریهای مزمن بیشتر می کند. چنانچه شخصیتی بنام فروید دین و مذهب را بمثابهء تسکین دهندهء آلام و رنج های زندگی می داند. هر اندازه که فرد دیندارتر باشد و به وصایای دینی عمل کند امیدش به زندگی بیشتر است. وقتی مسلمان بداند که « هیچ خستگی، هیچ مرضی، هیچ اندوهی، هیچ غصه ای، هیچ آسیبی و هیچ دلتنگی ای به وی نمی رسد مگر اینکه خداوندگناهانش را بوسیلهء آن پاک می کند، حتی خاری که به پایش می خلد» (امام بخاری) چطور ممکن است از خورد و بزرگ روزگار یخن چاک کند و های و هوی بیهوده براه اندازد.

چنانچه محققان در پژوهشی با عنوان« بررسی تجربی رابطه دینداری با احساس شادمانی و امید به زندگی» به این نتیجه رسیده اند که اعتقاد به خدا و مشارکت در مناسک جمعی دینی، امید به زندگی بالاتری را برای فرد به همراه دارد.(حسن زاده، میریان و لزگی،1393،ش2)

انس ابن مالک رض روایت می کند که رسول ص فرمود:( نه سرایت و واگیری ونه با پرنده فال گرفتن درست است و فال را می پسندم. اصحاب گفتند: فال چیست؟ فرمود: سخن امید بخش)

انتظار نیکی و خوبی را داشتن، شیوهء هدایت یافته گان نیرومند است؛ و فال بد گرفتن، که همان بدبینی است سبب می شود که دارنده ی این فکر به اشیاء و موجودات نگاهی تیره داشته باشد؛ این روش، شیوه ی شکست خوردگان ناتوان متزلزل است. (بن عبدالله القرنی،1392، ص31)

بدانید که امیدواری یکی از اثرات ایمان به خداست. فرد با ایمان با ابزار خوش بینی و در پرتو روشندلی، به نتیجه مطلوب تلاش های خود امیدوار است. در منطق فرد با ایمان، جهان نسبت به تلاش های او بی تفاوت نیست، بلکه دستگاه آفرینش حامی افرادی است که در راه حق و حقیقت، درستی، عدالت و خیر خواهی تلاش می کنند.

فرد امیدوار در زندگی معنوی و خدایی خود بن بستی نمی بیند؛ بن بست واقعی هنگامی است که راه بازگشت به سوی خدا برای بندگان وجود نداشته باشد، ولی با بودن دری بنام « توبه» ناامیدی بی معناست. و در حدیثی قدسی آمده که خداوند می گوید:« ای فرزند آدم، تا زمانی که مرا می خوانی و به من امید داری بر آنچه که از تو گذشته اهمیتی نمی دهم و آن را می آمرزم. ای فرزند آدم، اگر گناهانت به عنان آسمان برسد سپس تو از من طلب آمرزش کنی، ترا می بخشم و به گناهانت اهمیت نمی دهم. ای فرزند آدم، اگر گناهانی به اندازه ی حجم زمین بیاوری و در حالی مرا ملاقات کنی که به من شرک نورزیده ای، به اندازه ی حجم زمین برایت آمرزش می آورم. و این حدیث و امثال آن جرعهء است که امید را در اراده های سست زنده می کند و عزیمت خفته را از جای بلند می کند تا حرکتش را به سمت خداوند از سر گیرد و بعد از خواری و ذلت، زندگی اش را از نو بسازد.

خدای مهربان در کلام خویش قصه های برگزیده گانش را یادآور می شود. چرا؟چون تفکر در قصه های قرآن، ما را به این حقیقت رهنمون می سازد که یکی از اهداف بیان این قصه ها، تحکیم روح امید در دل اهل ایمان بوده است.«و‌كُلاًّ نَقُصُّ عَلَيكَ مِن أَنباءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَك» (هود 120). داستان یعقوب نبی بهترین مثال برای این مدعاست: آنگاه که فرزندانش خبر مرگ یوسف را آوردند و گفتند گرگ او را خورده و تظاهر به گریه کردند، یعقوب گفت: (کار من صبری نیکوست و تنها در برابر آنچه که می گویید باید از خدا یاری خواست). یعقوب ع منتظر یوسف که بین مرگ و زندگی قرار داشت، ماند تا باز گردد، اما انتظار طولانی شد و سالهای درازی بر پیرمرد امیدوار گذشت و به جای اینکه فرزندی که چشم به راهش بود باز گردد، فرزند دیگرش را نیز از دست داد و زخمی جدید بر زخم قدیمی اش اضافه شد. حال او چه کند؟ آیا شیون و ناله سر دهد و بی تابی کند؟ هرگز!

او بار دیگر می گوید: « من صبری نیکو پیش می گیرم، امید است که خداوند همه آنان را به من باز گرداند، همانا او کاملا آگاه و دارای حکمت بالغه است» (یوسف83) . و دچار ناامیدی نشد و پیوسته با چنگ زدن به رحمت خداوند، چشم به فردا دوخت و همچنان در دلش شعاعی از امید بود.( غزالی مصری،1386، ص96)

آیا می دانستی که دین امید به قبولی دعا را از شرایط قبول شدن آن عنوان می کند؟

چگونه می شود، امید به قبولی دعا نداشت حال آنکه بشر مهربانتر و دلسوزتر از او به خود ندیده است، او که از شارگ گردن به تو نزدیک تر است چطور می شود که دعایت را نشنیده گیرد، و او که خود را مجیب(اجابت کننده) می خواند، آیا ممکن است تو را در لست ردشوندگان دعا قرار دهد. پس بدانید که همه چیز با امید می تواند باشد و چون امید نباشد، هیچ نخواهد بود. و از وصایای پیامبر گرامی مان هست که می فرماید: « پیوسته بنده در نیکی به سر می برد تا زمانی که شتاب نکند.» به ایشان گفته شد: چگونه شتاب می کند؟ آن حضرت فرمود: « می گوید: دعا کردم و دعایم پذیرفته نشد». که این خود نشانهء عدم امیدواری کافی به رب است.

این اسلام است که بذر امید به دلها می کارد. در اسلام عبادتی که ناشی از امید باشد بهتر از عبادتی است که از خوف سرچشمه گیرد. به همین دلیل است که امام محمد غزالی مصری در کتابش(تولدی دوباره) می نویسد: نمی دانم چرا بندگان به جای اینکه با شلاق های ترس به سوی پروردگارشان رانده می شوند، با بالهایی از شوق به سوی او پرواز نمی کنند؟! وی علت این احساس سرد و رمنده را عدم آگاهی نسبت به خداوند و دینش می داند وگر نه به گفتهء وی بشر مهربانتر و دلسوزتر از خداوند نسبت به خود نخواهد یافت. می بینیم که قدر این موهبت در وصایای دینی فراگیر است. همه جا را در بر گرفته، از خوش بینی نسبت به خود و خلق خدا و جهان گرفته تا اجرای مناسک دینی، همه به امید وابسته اند و با روحیهء امید است که ارزشمند می گردند.

عوامل امید بخشی

در آیات و روایات از توکل به خدا، به بهترین تکیه گاه، وسیله ی رهایی از رنج و اضطراب، عامل رشد و تکامل معنوی، دستیابی به عزت، حرمت و ارزشمندی خویشتن یاد شده است. تجربه نیز نشان می دهد که توانایی ها بر حل مسایل و مشکلات، رسیدن به اهداف و کنترول داشتن بر رویدادهای زندگی، بسیار محدود و ناچیز است. در این گونه موارد اگر تکیه و اعتماد ما به خدا نباشد نمی توانیم خود به تنهایی بر موانع پیروز شده و به اهداف مورد نظر دست یابیم. و چگونه چنین نباشد در حالی که در مفهوم توکل مینویسند: تو و کل؛وقتی تو به تنهایی کٌل را داری دیگر چه نیازی به غیر. .(حسن زاده، میریان و لزگی،1393،ش2)

  • اعتقاد به توحید و یگانه بودن خداوند مهمترین عامل در ایجاد امید می باشد.کسانیکه به غیر از خدا، خدایانی چند را می پرستند، همواره در ترس و هراس اند که مبادا خشنودی یکی باعث غضب دیگری گردد. ولی آنکه به ملجأ واحد امید می بندد و همیش خواستار رضای او می شود، خاطری آرام و ذهنی آسوده دارد. و از برای همین است که خداوند چنین یادآور می شود:( آن کسانی که ایمان می آورند ودلهایشان با یاد خدا سکون و آرامش پیدا می کند. هان،( آگاه باشید) دلها با یاد خدا آرام می گیرد.

بدبختان واقعی کسانی هستند که از گنجینه های ایمان و از سرمایه یقین بی بهره می باشند. آنها همواره در ناراحتی و خشم و ذلت بسر می برند. ( و من أعرض…)« هرکس از یاد من روی بگرداند، زندگی تنگی خواهی داشت.» تنها ایمان به پروردگار جهانیان است که انسان را خوشبخت می نماید، وجودش را پاک می گرداند، او را شادمان و مسرور می کند و غم و اندوه را از او دور می نماید. در حقیقت زندگی بدون ایمان هیچ مزه ای ندارد. تنها راه ملحدان، برای آنکه خود را از بدبختیها وتاریکی ها و فجایع، راحت کنند، اینست که خودکشی نمایند. براستی که زندگی بدون ایمان چه زندگی فلاکت باری است. (بن عبدالله القرنی،1373،ص50)

همانا خیل کثیری از افرادی که فرهنگ غربی به آنها سایه افکنده از این آسایش محروم اند. دیل کارنگی در کتابش« پریشانی را رها کن و زندگی را شروع کن» می نویسد:« سرشماری ثابت کرده است که پریشانی اولین عامل مرگ و میر در امریکاست، در خلال جنگ جهانی دوم یک میلیون از فرزندانمان در جنگ کشته شد و در خلال همین دوره بیماری قلب دو میلیون نفر را هلاک کرد. و از این دو میلیون، یک میلیون نفر بیماریشان ناشی از پریشانی و آشفتگی اعصاب بود.

ولی مؤمن به خدا وقتی این حدیث را می خواند دلش صبر پیشه می کند، چون ایمانش وی را چنین تربیت کرده است. روایت است که : « هنگامی که فرزند بنده ای می میرد، خداوند از فرشتگانش می پرسد: آیا فرزند بنده ام را قبض روح نمودید؟ فرشتگان می گویند: بلی، خداوند می پرسد: میوهء دلش را چیدید؟ می گویند: بلی، خداوند می فرماید: بنده ام چه گفت؟ می گویند: حمدتو را به جا آورد و ( از آن توئیم و بسوی تو بر می گردیم) گفت، خداوند عزوجل می فرماید: برای بنده ام در بهشت خانه ی بسازید و آن را خانه ی (حمد) بنامید.( روایت از ترمذی)

  • انسان برای داشتن فردایی بهتر نیاز به الگو و سرمشق دارد تا با پیروی از راه و رفتارش بداند که وی نیز همچون او عاقبتی نیک در انتظارش است. از آنجائیکه انبیای الهی همه از گناه معصوم بوده اند و خداوند راه و رسم زندگی را توسط ایشان به بندگان آموخته است بناء اعتقاد به نبوت می تواند عاملی دیگر در این راستا باشد. زیرا فرد اطمینان خواهد داشت از راهی که وی تعقیب می کند، و میداند که سرانجام راهش خوش است. و از برای همین است که خداوند می فرماید:(مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی ست، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند.)« احزاب21»
  • و بلاخره اعتقاد به اینکه در پس این جهان، جهان دیگریست؛ نیز نیرو بخش روح و روان آدمی است. به وی امید می بخشد واطمینانش می دهداز اینکه تمام مشکلات، مصایب و رنج های دنیایی امتحانیست که اجرش را در آخرت دریافت خواهد کرد. در غیر آن تحمل رنج ها و مشقت ها خیلی ناگوار است و از برای همین است که غیرمسلمانان مرگ را تنها راه نجات از تمامی دردها می دانند. ایمان به معاد انسان را امیدوار می سازد که هیچ یک از اعمال نیک او از صفحهء هستی پاک نمی شود و مصائب و ناکامی هایش در این دنیا، بی پاسخ نخواهد ماند.

هریک از عوامل سه گانه فوق اصلی از اصول اسلام را تشکیل می دهند و این خود معید آنست که دین اسلام، چون دین حق و حقیقت است، همه چیزش خیر است و این چنین زیبا قضایا را به تصویر می کشد.

جدای از این سه اصل معتبر، امور دیگری نیز هست که اگر انجام شوند مایهء تقویت روح امید در بدنها می شوند. اموریست برای خود و اموریست برای دیگران، که انجام هر یک در وقتش مزایای خود را دارد. از جمله:

  • بدان که دلها با یاد خدا آرام می گیرند:( هیچ کاری نیست که به اندازه ذکر خدا به دلها آرامش بخشد. خداوند می فرماید: «یاد کنید مرا تا یاد کنم شما را» تعجبی نیست که ذاکران، احساس آرامش نمایند؛ زیرا این، قاعده و اصلی کلی است. اما شگفت در این است که آنهایی که از ذکر او غافلند، چگونه زندگی می کنند؟ ( اموات غیر احیاء…)« مردگانی غیر زنده هستند و نمی دانند که چه زمانی برانگیخته می شوند.» ای کسی که از درد و رنج شکایت می کنی و از حوادث و رخ دادها آه و ناله سر می دهی و مصایب، تو را گریزان کرده است! بیا و اسم او را بگیر و فریاد برآور.( هل تعلم له سمیا)« آیا شبیه و همانندی برای خدا سراغ داری؟»

هر چه بیشتر خدا را یاد کنی، بیشتر آسوده خاطر میشوی، دلت آرام می گیرد و احساس خوشبختی می کنی و نور امید در دل روشنتر می گردد.( بن عبدالله القرنی،1373،ص53)

  • وقتی خداوند می فرماید دین آسان هست، واقعا که همانطور هست. فلسفه عبادات در دین حکمت هایی دارند که اگر جهانیان باخبر شوند، کافر و گبر و بت پرست، همه آنرا انجام خواهند داد. یکی از این فلسفه ها، فلسفه سجده است که بهترین حالت برای راز و نیاز کردن با خدا خوانده شده. ولی جدای از این، اگر از فشار شدید و تنش روحی و سردرد همیشگی یا عصبی رنج می بری، این ها بیماری هایی هستند که بی تردید سبب می شوند که احساس یأس کنی؛ و اگر مسایلی هستند که به آنها فکر می کنی یا سعی در حل آنها داری، یا مشکل هایی هستند که بر سر راهت ایجاد می شود، و اگر از دچار شدن به تومورهای مختلف می ترسی، باید سجده کنی؛ زیرا سجده کردن سبب می شود از بیماری های عصبی و روحی رهایی یابی.

این یکی از جدیدترین آزمایشهای علمی ای است که دکتر محمد ضیاء الدین حامد، استاد علوم بیولوژیکی و رئیس بخش پرتوافکنی غذایی، در مرکز تکنولوژی پرتوافکنی، انجام داده و به آن دست یافته است.

مشهور است که انسان در معرض جریان های غیرضروری تشعشع ها قرار دارد و در بیش تر زمانها میان میدان های الکترومقناطیسی زندگی می کند، مسأله ای که بر روی سلول ها تأثیر می گذارد و بر بار الکتریکی آنها می افزاید. به همین خاطر همان گونه که دکتر ضیاء می گوید: سجده انسان را از بارهای الکتریکی زائدی که سبب بسیاری از بیماری ها می شود، رها می سازد . (بن عبدالله القرنی،1392،ص79)

  • قناعت داشتن نیز منجمله عواملی است که باعث رضایت خاطر فرد گردیده و وی را از اضطراب و پریشانی بدور نگه میدارد. معمولا افرادی که در زندگی خود قانع هستند، دچار ناامیدی نمی شوند. قناعت به این معنی نیست که فرد به قدری قانع باشد که دست از کار و کوشش برداشته و بگوید من از زندگی خود راضی هستم. بلکه معنی آنراست که اگر فردی به حد اکثر نرسد ناامید نشود و قدر همانی که هست را بداند.
  • از جمله دلایل ناامیدی( خود را مانند دیگران نشان دادن است، در حالیکه شخصیت هر فرد منحصر به خودش است. اگر پدر و مادری که صاحب یک فرزند هستند، بخواهند دوباره صاحب فرزندی مشابه شوند احتمال تولد فرزند به همان شکل فرزند قبلی شان یک در سیصدمیلیون است به عبارت دیگر اگر آن بچه ی اولی سیصد میلیون خواهر و برادر داشته باشد، همگی با او متفاوت خواهد بود( و فرزند سیصد میلیون و یکم مثل او خواهد بود، پس تلاش نکن خود را مانند دیگران نمایان بسازی. سعی ات آن باشد که آنچه هستی را رشد بدهی و بکمال برسانی.)(غزالی مصری، 1386،ص168)
  • نیکی به دیگران: ( خوبی و نیکی، همانند نام هایشان زیبا و پسندیده هستند. اولین کسانی که از نیکی کردن به مردم استفاده می برند، خود نیکوکاران هستند. آنان، خیلی زود ثمره آن را می چینند و نتیجه اش را در وجود، اخلاق، رفتار و درون خود می بینند و اخساس آرامش و راحتی می کنند. هرگاه با مشکلی برخوردی و پریشانی و ناراحتی برایت پیش آمد، به دیگران نیکی کن؛ در این صورت مشکلات، خیلی زود حل خواهد شد و احساس آرامش خواهی کرد. به بینوا چیزی ببخش، ستمدیده ای را یاری کن، گرفتاری را نجات بده، گرسنه ای را غذا بده، به شکست خورده ای کمک کن، آنگاه خواهی دید که سعادت از هرسو تو را آغوش می گیرد.

ای کسانی که کابوس های بدبختی، اضطراب و هراس، شما را تهدید می کند! به بوستان خوبی و نیکی کردن بیایید و به دیگران کمک کنید، مهمان نوازی نمایید، همدردی کنید و به دیگران خدمت نمائید تا مزه و طعم و رنگ سعادت را ببینید.)(بن عبدالله القرنی،1373،ص39)

و همچنین است مزایای کارهایی که رنگ دینی دارند، هرگز تأثیری معکوس نخواهند گذاشت. امتحان شان کنید.

نتیجه گیری

  • آنچه از آیات و روایات بر می آید آنست که، امید و آرزو رحمتی برای امت است.
  • زندگی، بستری از تیغ و خار یا باغی از گل سرخ است؛ مهم اینست که ما از چه زاویه ای به آن مینگریم.
  • ناامیدی، پابندی سنگین و مصیبتی گسترده است که دارنده اش را از آزادی حرکت باز می دارد و گوشه نشین می شود چنین شخصی به دلیل چیرگی ناامیدی بر درونش، توان کار و تلاش برای تغییر موقعیتش را ندارد.
  • امید یعنی انتظار امری محبوب و پسندیده که اکثر اسباب دستیابی به آن امر نیز محقق باشد. و از نگاه روان شناسی امید را انتظار مثبت برای دستیابی به اهداف می خوانند.
  • امیدواری یکی از اثرات ایمان به خداست.
  • در اسلام عبادتی که ناشی از امید باشد بهتر از عبادتی است که از خوف سرچشمه گیرد.
  • اعتقاد به توحید و یگانه بودن خداوند مهمترین عامل در ایجاد امید می باشد.
  • اعتقاد به نبوت می تواند عاملی دیگر در این راستا باشد.
  • اعتقاد به اینکه در پس این جهان، جهان دیگریست؛ نیز نیرو بخش روح و روان آدمی است. به وی امید می بخشد واطمینانش می دهداز اینکه تمام مشکلات، مصایب و رنج های دنیایی امتحانیست که اجرش را در آخرت دریافت خواهد کرد.
  • هر چه بیشتر خدا را یاد کنی، بیشتر آسوده خاطر میشوی، دلت آرام می گیرد و احساس خوشبختی می کنی و نور امید در دل روشنتر می گردد.
  • از جمله دلایل ناامیدی، خود را مانند دیگران نشان دادن است، در حالیکه شخصیت هر فرد منحصر به خودش است.
  • بعد نومیدی بسی امیدهاست       از پس ظلمت بسی خورشیدهاست

ای بسا کارا که اول صعب گشت         بعد از آن بگشاده شد، سختی گذشت

منابع

  1. احمری، حسین و غلام نژاد، مریم. (1394).تأثیر امیدواری به خدا در سعادت دنیوی و اخروی فرد و عوامل دستیابی به آنwww.sid.ir
  2. بن عبدالله القرنی، عائض،(1392)، به هنگام سختی مشو ناامید- کز ابر سیه بارد آب سپید، ترجمه: محمد ابراهیمی
  3. بن عبدالله القرنی، عائض. (1373). غم مخور. ترجمه: محمدگل گمشادزهی
  4. پرچم، اعظم ومحققیان، زهرا. (1390).بررسی تطبیقی راه کارهای ایجاد و افزایش امید از دیدگاه روان شناسی مثبت نگر و قرآن کریم، ش 164- ص99-113
  5. پرچم، اعظم ومحققیان، زهرا. (1391).ماهیت امید؛ مقایسه ای تطبیقی بین اسلام و مسیحیت، سال چهارم،ش1-ص۷-۲۶
  6. چگونه به خودمان امید بدهیم. http://www.hawzah.net
  7. حسن زاده، رمضان؛ میریان، سید احمد و لزگی، فاطمه. (1393).رابطه بین توکل به خدا، کیفیت زندگی و امید به زندگی در معلمان ناحیه یک ساری، ش2-ص15-21
  8. خارهای زندگی.http://www.hawzah.net
  9. شفیعی سروستانی، ابراهیم، انتظار فرج و امید به آینده در آموزه های اسلامیwww.AVINY.Com
  10. غزالی مصری، محمد. (1386qj).تولدی دوباره، ترجمه: اویس محمدی.
  11. فرزند وحی، جمال و سهرابیان، فاطمه. (1393).آرزو در اسلام،سال پنجم، ش14-ص89-108

 

 

 

 

 

 

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!