siteنقش زن درجامعه

انسان گل سرسبدبوستان آفرينش كه متشكل از دوجنس مذكرومونث است، مى باشد .انسان پرمعنى ترين واژه ى است كه درقاموس موجودات عالم خود نمائى ميكند، پروردگار دانا همينكه مرد را از گل سياه آفريد فوراً جفت اورا كه زن بود از وجود خود مرد آفريد، زيرا آفريدگار جهان ميدانست كه اين آفريدۀ عجيب بدون همسر نمى تواند گردونۀ حيات خويش را بچرخاند .درواقع مرد وزن كامل كنندۀ وجود يكديگراند كه نقش دوبال را براى پرندۀ زندگى درآسمان وجود بازى ميكنند .همنوع بودن مرد و زن چيزى نيست كه بتوان ازآن منكرشد ولى درعين حال فطرتاً اختلافاتى دروجود خود دارند كه علاوه برجهت بخشيدن زندگى شان وجلوگيرى از انقطاع نسل انسان آنها را به آرامش جسمى وروانى ورسيدن به اهداف عالى كمك ميكنند .حضرت آدم u نخستين انسان كه بدون شك عقل سليمى هم دراو نهفته بود،ازهمان آغازين لحظه هاى زندگى اش نه تنها همسرش رانيمۀ تن و روانش ميدانست، بلكه با وجود همسرش چنان آرامشى را يافته بود،كه در وجود هيچ مخلوقى ديگر نيافت، بى جهت نبود كه درخوردن ميوۀ شجرۀ ممنوعه با همسرش مشوره كرد، البته ما كارى به عاقبت اين مشوره نداريم، زيرا حكمت عاليۀ حضرت آفريدگار براين رفته بود تا چتر رنگين حيات را درزمين وبر فرزندان اين زوج براى هدفى عالى كه پرستش ذات يگانۀ اوبود برافرازد .گريه هاى دريا وار حضرت ابوالبشر ( علیه السلام ) اگر چه براى حصول آمرزش از درگاه الهى بود، اما درد فراق وجدائى از همسرش را هم نمى توان ناديده گرفت، بهرحال اين دو جنس همنوع براى بقاء همديگر آفريده شده اند كه نبود هريك مستلزم نبود آن ديگرى است .

اما گاهى اين دو جنس هريك بروجود خود مى نازد وخود را براى ادامه راه زندگى لازم تر ميداند .مردان بربازوان نيرومند و پركارخويش وبرخرد موشكافانه وژرف نگرخويش مى بالند وزنان به زيبائى، ظرافت،لطافت ودامن با بركت وپستان هاى چشمه وارخويش واز همه مهمتر به عشق وعاطفۀ خود، برمردان فخرمى فروشند . بايد گفت كه: اين دو جنس اگر خرد پدرانه ويا عشق مادرانه، يا شانه هاى با توان و يا زيبائى ولطافت دارند همه را براى هم وبراى ادامۀ حيات همديگر دارند ويا به عبارت ديگر آفريدگار دانا آنچه را كه لازمۀ حيات ايشان مى باشد بصورت شگفت وخلاقانه ئى در وجود آنها تقسيم نموده است .درزندگى بزرگان دين ما همچون عايشۀ صديقه(رضی الله عنها) وجزاو هيچگاه چنین اتفاق نيفتاده كه آرزوى مرد بودن را كرده باشند ويا به زن بودن خود ببالند، زيرا آنان معيار سنجش ارزش ها را درتقوا، عقيده وتفكر انسان ها ميدانستند نه درجنسيت شان .وخداوند متعال درقرآن مى فرمايد :

« هركس چه مرد وچه زن كارشايسته انجام دهد ومومن باشد بدو (دراين دنيا )زندگى پاكيزه وخوشايندى مى بخشيم و(درآن دنيا)پاداش آنان را برطبق بهترين كارهاى شان خواهيم داد .» النحل: ٩٧

واما آنچه راكه ما ميخواهيم به آن بپردازيم نقش زن دراجتماع بشرى ميباشد، زن علاوه برآنكه نيمى از پيكر اجتماع انسانى است موجودى است كه براى همدلى، همسري، هميارى وآرامش روحى ونيازهاى جنسى وغريزه اى مردان منحصر بفرد ميباشد .يعنى هيچ موجودى دردنيا نمى تواند اين ويژگى هاى زن را براى زندگى بهتر مرد داشته باشد .خداوند درجاى جاى قرآن زنان را آرامش دهندۀ مردان ميداند ومى فرمايد :

«يكى از نشانه هاى قدرت خداوند اينست كه از جنس خود تان همسرانى را براى شما آفريد تا دركنار آنان.» بياراميد، ودرميان شما وايشان مهر ومحبت انداخت مسلماً دراين نشانه ها ودلايلى است براى افراد كه مى انديشند الروم: ٢١

آفريدگاردانا بطن زن را براى حمل نسل انسان امن ترين جايگاه قرارداده است ودرقرآن پاكش زن را به زمين كشتزار تشبيه مى كند زيرا بطن زن براى تخم انسان مثل زمين براى تخم گياهان مى باشد.همان طورى كه زمين تخم گياهان رابا قواى درونى وانرژى وغذاهاى موجود در خود ميروياند وازتخمى كوچكى درختان تنومندى را كه ريشه دردل زمين دارد پرورش ميدهد، زن هم طفل را ازحرارت، انرژى، خون وشير خود پرورش ميدهد وازموجودى كه به چشم ديده نمى شود، مردان وزنانى پرقدرت ميسازد كه محبت شان ريشه دراعماق قلب زن دارد .زن بعد ازتحمل ضعف ها ورنج هاى بيشمار طفلى را بدنيا مى آورد كه بايد تا دوسال دركنار مراقبت هاى دقيق از او،از شيرۀ جانش او راتغذيه نمايد .خداوند متعال درقرآن كريم دربيان شيوائى از اين دو دوره چنين ياد ميكند:

« ما به انسان درباره پدر ومادرش سفارش كرده ايم مادرش بدو حامله شده است وهر دم به ضعف و سستى تازه ئى دچار آمده است پايان دوران شير خوارگى او دو سال است كه هم سپاس گذار من وهم سپاس گذار پدر ومادرت باش وبازگشت بسوى من است .» لقمان: ١٤

وبعد از آن هم زن اولين مربى طفل دردنيا مى باشد كه افعال وكردارش تمام زندگى طفل را تحت الشعاع قرارميدهد وبه قولى فرزندان آئینۀ تمام نماى كردار وگفتار والدين وبويژه مادران ميباشد .

سيد جمال الدين افغانى فيلسوف ودانشمند شهير جهان اسلام دراين باره مى گويد: اگرمردى بيسواد بماند يك نفر بى سواد مانده است ولى اگرزنى بى سواد بماند يك خانواده بى سواد مانده است .ازبُعد خانوادگى وتربيتى زنان كه بگذريم به بخش فرهنگى واجتماعى مى رسيم كه زنان نقش مهمى را درآن ايفا ميكنند .درجامعه ئى كه دران مادران فرهنگ دوست، پرهيزگار ودانشمند زندگى كنند، فرهنگ واجتماعى شكوفا وبا نشاطى خواهد داشت كه نويد فرداهاى روشنى را براى نسل هاى آينده دربردارد .وهمچنين درقسمت اقتصادى جامعه زنان ازچنان فعاليت هائى برخوردارند كه هيچ انسانى نمى تواند ازآن چشم پوشى كند .زنان علاوه براينكه در طول تاريخ در كارهاى صنعتى فعاليت داشتند، درامورى چون كشاورزى ومالدارى هم دوشا دوش مردان كارمى كنند .گفته شده است كه زنان پيشتر ازمردان بنا به تقاضاى وظايف شان به خواص داروئى گياهان ونباتات پى بردند وهمچنين به اهلى كردن برخى حيوانات ونباتات مبادرت ورزيدند وآنچه كه دنياى اقتصاد را مديون زنان ساخته صرفه جوئى دلسوزانۀ آنها ميباشد .چنانچه خداوند متعال در قرآن از زنان نيكوكار به عنوان حافظين سرمايه هاى اقتصادى و خانوادگى مردان نام ميبرد:

«پس زنان صالحه آنانى هستند كه فرمان بردار بوده و اسرار را نگاه مى دارند ؛ چرا كه خداوند به حفظ (آنها)دستور داده است » النساء: ٣٤

به هرحال زن اين همسفرهمنوع مرد با تحمل رنج هاى فراوان درطول تاريخ هنوز ازچنان عظمتى برخور داراست كه پيامبرمصلح دنيا حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم ) بهشت را زيرپاى مادران ميداند. هيچ انسان خردمند ومنصفى نمى تواند دربرابر اين ناخداى كشتى حيات زانوى ادب برزمين نزند . زن هنوز هم به عنوان سرچشمۀ درياى زندگى شناخته ميشود.

نویسنده : ع . اعتصام زاده « نیازی«

 

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!