چرا وظايف مرد با زن تفاوت دارد؟

محمد جميل زينو
از كتاب: اسلام و بزرگداشت زن

از آنجاييكه زن كار خطير تربيت اولاد را به عهده دارد، از نظر اسلام به عنوان مربى نسلها قرار داده شده و اصلاح جامعه مرهون صلاح و درستكارى زن مى‏ باشد، زيرا فرزندانى كه افراد جامعه را تشكيل مى‏ دهند بدست او تربيت مى‏ شوند و از ميان افراد جامعه دولت اسلامى شكل مى‏گيرد، انجام تمامى اين امور مهم در گرو تربيت صحيح ى است كه زن در مورد فرزندان خود بكار مى‏ برد.

براى بزرگداشت مقام زن در اسلام در قرآن مجيد سوره‏ اى بنام «نساء» تخصيص داده شده است و اين در حالى است كه سوره‏ اى بنام مردان وجود ندارد و به ويژه مادر در اسلام جايگاهى والا دارد و الله جل جلاله در قرآن مجيد بعد از عبادتش به نيكى نمودن در حق مادر توصيه و تاكيد كرده است.
الله متعال مى‏ فرمايد:
(وقضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا){الاسراء: ۲۳} (اى انسان) پروردگارت فرمان داده است كه جز او را نپرستيد، و به پدر و مادر نيكى كنيد.»

و رسول الله صلی الله علیه وسلم «امانت تربيت فرزندان را به عهده مادر نهاده است چنانكه فرموده:
(والمرأة راعية فى بيت زوجها و هى مسئولة عن رعيتها){متفق عليه} «و زن در خانه شوهرش شبان است و از رعيت خويش مسئول است.»

به علت اختلاف بودن وظايف مرد و زن، در برخى از احكام شرع نيز هر يك از آنها حكم جداگانه‏ اى دارد.

۱) گواهى دادن: اسلام براى گواهى دادن وجود دو مرد را شرط قرار داده است اگر دو مرد نباشند آنگاه گواهى يك مرد و دو زن قبول است، همانگونه كه خداوند در قرآن فرموده است:

(فرجل وامرأتان ممن ترضون من الشهداء) { البقره: ۲۸۲} (و اگر دو مرد نبود يك مرد و دو زن از ميان كسانى گواه بگيريد كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند.)women-in-islam1

اسلام گواهى زن را در مقابل يك مرد با توجه به فطرت زن قرار داده است، كه معمولا زن به امور و جرائم و خريد و فروش و ديون و غيره كمتر اهميت مى‏ دهد. زيرا زن به سبب مشغول بودن به تربيت فرزندان و امور خانه دارى و نيز شير دادن بچه و يا مريضى قاعدگى و يا نفاس، سخت فراموش‏كار است. بنابراين اگر دو زن باشند يكديگر را يادآورى مى‏ كنند و اينگونه حق بهتر ثابت مى‏ شود و بر كسى ظلمى نمى‏ شود. الله جل جلاله فرموده است: (ان تضل احداهما فتذكر احداهما الاخرى) {البقره: ۲۸۲} (تا اگر يكى (در امر گواهى دادن) انحرافى پيدا كرد، ديگر بدو يادآورى خواهد كرد.)

اسلام گواهى زن را پذيرفته است و آن را كاملا رد نكرده، بلكه لازم قرار داده است كه در شهادت دو تا زن باشند كه يكديگر را در صورتى كه فراموش كنند تذكر دهند، تا مبادا حقى ضايع شود و يا بر كسى ظلمى صورت بگيرد.

۲- ميراث: (للذكر مثل حظ الانثين) {النساء: ۱۱} (بهره يك مرد به اندازه بهره‏ دو زن است.)
الله متعال سهميه مرد را از ارث دو برابر سهميه زن قرار داده است، نه بخاطر اينكه حق زن را ضايع كند، بلكه براى حفظ حقوق زن چنين كرده است، زيرا مرد مؤظف است مخارج زن را تهيه نمايد و مهريه ‏اش را بپردازد و در صورت عدت، نفقه زن بر شوهر لازم است.

با توجه به اينست كه الله جل جلاله سهميه مرد را دو برابر قرار داده است، و در اين حكم هيچ نوع توهينى به زن و يا تضييع حقى نشده است.

۳- تفاوت ديه: اسلام ديه مرد را دو برابر ديه زن مقرر نموده چون اگر مقتول مرد باشد خانواده ‏اش مردى را از دست داده‏ اند كه مخارج آنها راتامين مى‏كرد، اما اگر مقتول زن باشد خانواده ‏اش فردى را از دست داده‏ اند كه موظف به تهيه مخارج نبوده است، بنابر اين اختلاف ديه بر حسب اختلاف وظيفه زن و مرد است.

۴- رياست، حكومت و امارت: از ويژگى‏ هاى رئيس حكومت در اسلام اين است كه بتواند در نماز امامت كند و در جنگ لشكر را فرماندهى نمايد، و زن بر حسب فطرتش كه عاطفه و دلسوزى بر او غالب است و به خاطر ضعف جسمى توان چنين كارى را ندارد. زيرا مدت‏ها حامله مى‏شود و ديگر حالات مخصوص دارد، مانند: بيمارى ماهانه و غيره كه از انجام وظايف فوق عاجز مى‏ ماند.

۵- طلاق: از آنجا كه مرد به زن مهريه مى‏ دهد و در مدت عدت نفقه‏ اش را مى‏ پردازد و به خاطر اينكه عقلش كاملتر و تحملش بيشتر است و در صورت بروز مشكل و ناراحتى، صبورتر است هيچگاه به خاطر ناراحتى معمولى اقدام به طلاق زنش نمى‏كند. و اگر همچنانكه طلاق در اختيار مرد است بدست زن هم مى ‏بود، آمار طلاق چندين برابر افزايش مى‏ يافت. همچنانكه در كشورهاى غربى اين چنين است. بنابر اين اسلام تنها طلاق را به اختيار مرد گذاشته است.

{كتاب فقه السنة، سيد سابق}

به نظر من طلاق در حقيقت نعمتى از جانب الله جل جلاله است كه به زن مسلمان ارزانى شده، زيرا طلاق زن را از زندگى رنجبار و از دست شوهر ظالم كه انصاف ندارد، يا احكام اسلام را بجاى نمى‏ آورد نجات مى‏ دهد. همچنين اگر زن و شوهر با هم اختلاف داشته باشند يا مشكلات ديگرى بر سر راه زندگى آنها وجود داشته باشد، راهى جز جدايى ندارند، طلاق در چنين مواقعى مشكل را حل مى‏ كند و اسلام طلاق را چند مرحله قرار داده است، كه خداوند متعال آنرا چنين بيان داشته است:
(الطلاق مرتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان){البقره: ۲۲۹} (طلاق (رجعى) دو بار است (و بعد از آن) يا نگهدارى بگونه‏ اى شايسته و يا رها كردن.)

بعد از طلاق اول، شوهر حق دارد كه به زنش مراجعه كند و به سوى او برگردد و همچنين بعد از طلاق دوم اما بعد از طلاق سوم زن براى آن مرد حرام مى‏ شود، تا زمانى كه با شوهر ديگرى ازدواج كند و آن شوهر او را طلاق دهد، آن وقت شوهر اولى مى ‏تواند بار دوم با عقد جديد آن زن را نكاح كند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا