پیمانه اضرار فرهنگ غیر اسلامی در جامعه اسلامی :

زمانی که تهذیب و کلچر غیر اسلامی در میان امت مسلمه رواج یابد اضرار و مصائب آن بیشتر از رواج آن در میان ملت های غیر مسلمان خواهد بود و این به علت آن که آثار بدی که از آن در میان ملت کفر پیدا میشود ، از نوع همان آثاریست که در وجود شخصی از اشخاص به طور مثال از ناحیه نوشیدن شراب و یا ارتکاب فعل بدی ایجاد میشود لیکن مسلمانان همین که فرهنگ و تهذیب گمراه کننده ای را میگیرند و از آن پیروی می نمایند این کار یقیناً عقیده و مبانی ایمانی ما را نیز متضرر میسازد و در دلهای ما انگیزه سرکشی در برابر خداوند و پیامبرش را بر می انگیزد و بر خروج از دین وادار میسازد و بعد از به وجود آمدن این عوامل امکان ندارد که بر فرمانبرداری رژیمی از رژیم ها و وفاداری برای وی در دنیا پایدار بمانیم زیرا مرجعی که می بایست فرمانش را ببریم و به آن تسلیم شویم برعکس در برابرش سرکشی کردیم و از آن روی گردان شدیم و بازهم به همین دلیل مسلمان همین که مخالفت با احکام اسلامی را آغاز می کند ، در ایستگاه یک مخالفت و دو مخالفت توقف نمی نماید بلکه در گرداب مخالفت های پیاپی سرنگون میشود تا حدی که در ضمیر وی چیزی از خاندان احساس مسئولیت باقی نمی ماند و در نگاهش هیچ احترامی در برابر قانونی از قوانین وجود نمیداشته باشد و مسقوط اخلاقی او حد و مرزی نمی شناسد. و باز شما میتوانید به این نتیجه برسید که مرد مسلمانی با وجود ایمانش به پروردگاری الله و پیامبری حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) و با این که قرآن کتاب خداست به کاری دست میزند که میداند خداوند از آن نهی کرده است و پیامبرش آنرا تقبیح نموده است و قرآن آنرا از محرمات به شمار آورده و مرتکب آنرا به عذاب روز قیامت وعده داده است. در این صورت چه چیزی بعد از این همه میتواند او را وادار به تقدیس و احترام ارزشی از ارزش های اخلاقی بنماید ؟ او را چه کار با این که متعهد و پابند به قانونی باشد که آن را دستگاه قانون سازی که به خدا و ربوبیت آن ایمان ندارد ساخته است ؟ و چگونه میتواند خود و منافع شخصی خود را در راه ملتی یا وطنی قربان نماید که آن ملت و وطن را معبود قابل پرستش نمیداند و به علت این که وی به هتک حرمت مقدس ترین چیزیکه شریعت خداوندی است عادت کرده و درد بی درمان مخالفت با قانون و سرکشی در برابر قانونی که به اعتبار عقیده اش عالی ترین قوانین است وجودش را فراگرفته ، به این علت مخالفت قانون عادتی از عادتهایش میگردد و بعد از این امید پابندی به قانونی از قوانین در ساحه ای از ساحات زنده گی از وی برده نمیشود. و مردی چون وی اهلیت آن را ندارد که عضو یک جامعه متمدن باشد چه رسد به اینکه عضو جامعه اسلامی شود.

جرم کسانی که فرهنگ های فاسد را بین جوانان مسلمان پخش میکنند :

انسان وقتی که این حقیقت روشن را می فهمد و ابعاد آنرا با تمام معنی درک میکند خواه مخواه پی به بزرگی جرم آنهایی میبرد که جوانان را به رقص و عیاشی و بی حیایی و تحقیر ارزشها فرا میخوانند و ثقافت را فاسد میسازند و مرض در هم شکستن قیود اخلاق اسلامی را در وجود ایشان تولید میکنند ، راستی چقدر بزرگ است جرم اینگونه مردم ؛ و خیانت که از نتایج این اعمال آگاه باشند. و اگر کسانی که زمام امور در دست ایشان است به سبب جهالت و ابلهی و حماقت شان  مرتکب این خطا کاری شوند بر جوانان لازم است که از آن دوری کنند و خویشتن را تا حد امکان از آلوده گی حفظ کنند و ایشان را است که در محیط دانش جوئی مفکوره همه گیر و آگاهی همه جانبه ای را ایجاد نمایند که آنها را از افتادن در دام فرهنگ فاسد و هرزه حاکم دور نگهدارد و عرصه را بر آن تنگ سازد ، باید پرسید اگر در وجود خود جوانان و دانشجویان احساسی به وجود آید که ایشان را به مخالفت با این فرهنگ فاسد وادار سازد ، از آن پس چه نیرویی را یارای آنست که با وسائل زور و اجبار تهذیب الحادی و فرهنگ عیاشی را در مدارس ما پیاده سازد و نیز آنچه که اخلافی در آن نیست ، این است که چون خود شما به طور مثال رقص را دوست نداشته باشید هیچ نیرویی از نیرو ها را توان آن نیست که شما را بر آن مجبور سازد ولی تشویق و فریب شیطانی است که مردم را به ارتکاب کارهای ناروا ترغیب میکند وعدات و ذوقها و تمایلات آنها را فاسد میسازد. اما اگر جوانان و دانشجویان خود به این نکته متوجه شوند که این فرهنگ فاسد درد وخیمی است که در وجود شان از خارج رخنه میکند توان آن را دارند که ار آن دوری جویند و اجتناب کنند و در برابر کوشش های که در جهت پخش آن در موسسات تعلیمی صورت میگیرد مقاومت نشان دهند.

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!