از مظاهر فضل بي‌پايان پروردگار اينست که از يک‌سو، پس از ارتکاب خطا از سوی بندگانش، دروازه توبه را گشوده است و از سوی ديگر فضايل بي شماری را در مقابل توبه برايش عنايت مي کند؛ اما بنده ها به اين لطف الله توجه اندک داشته و در رجوع به سوی او کسالت مي نمايند. در شماره گذشته بينه به فضايل توبه پرداختيم و در اين شماره به عمده ترين اشتباهاتي که از عدم آگاهي به ميان مي آيد، مي پردازيم.

  1. به تأخير انداختن توبه

يک تعداد از مردم به گناهان خود پی ميبرند؛ اما توبه از آن را به علت‌های گوناگون به تأخير مياندازند بدون اينکه بدانند در اثر تأخير، از يک سو توبه کردن دشوار ميگردد و از سوی ديگر يک گناه، گناه ديگری را به بار ميآورد و قلب بنده را سياه و سخت ميگرداند. عن أبي هريرة( رضی الله عنه) قال:« قال رسول الله( صلى الله عليه وسلم): « إذا أذنب العبد نكت في قلبه نكتة سوداء فإن تاب صقل منها فإن عاد زادت حتى تعظم في قلبه فذلك الران الذي ذكره الله عز وجل كلا بل ران على قلوبهم». ( حاکم مستدرک). پيامبر( صلی الله عليه و سلم) ميفرمايد:« هر گاه بندهء مؤمني مرتکب گناهی شود يک داغ سياه بر قلب او نقش ميبندد, اگر توبه کرد و خود را از آن گناه رهانيد و در پيشگاه الله آمرزش طلب کرد آن داغ پاک خواهد شد و اگر دوباره مرتکب آن گرديد آن سياهی گسترش ميابد و همه قلبش را فرا مي‌گيرد و آن همان زنگی است که الله متعال از آن در قرآن کريم« بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ »(مطففين/ 14) ياد آور شده است.

  1. توبه از گناهی که ميداند و غفلت از گناهانی که نميداند

گاهی انسان, تنها از آن گناه که به آن پی برده توبه می نمايد، اما از گناهانی که به آن پی نبردهاست و به آن متوجه نگرديدهاست توبه نميکند. در حالی که بايد بطور عام از همه گناهان دانسته و نادانسته توبه نمايد. پيامبر( صلی الله عليه وسلم) اينگونه دعاء ميکردند:« اللهم اغفر لي ما قدمت، و ما أخرت و ما أسررت و ما أعلنت و ما أنت أعلم به مني؛ إنك أنت المقدم و أنت المؤخر لا إله إلا أنت».( پروردگا را ببخش از من آنچه را پيش انجام دادم و آنچه را بعد انجام دادم و آنچه را پنهان داشتم و آنچه را آشکار کردم و آنچه را که از من بهتر به آن آگاه هستی, تو ذات اول و آخری, جز تو هيچ معبودی نيست).

  1. ترک توبه از ترس بازگشت به گناه

گاهی انسان از ترس اينکه بر توبه ثابت قدم نميماند و به گناه دوباره رجوع خواهد کردT توبه را ترک ميکند, کوله بار گناهان را بر دوش ميکشد, بدون اينکه بداند پروردگاری دارد که هرگاه به او باز گردد و هر اندازه گناه داشته باشد او را مورد بخشش خود قرار ميدهد. هم چنان فراموش مينمايد که مرگ بدون اطلاع به سراغ انسان ميآيد و بايد هر لحظه به آن آماده باشد و حسابات خويش را تصفيه نمايد.

  1. ترک توبه جهت کنايه‌ها و نيش خندهای مردم

اشتباه ديگر اينست که بنده ميخواهد به الله رجوع نموده از گناهان خود پوزش بخواهد به صلاح و نيکي روی آورد؛ اما در خود توان رويا رويي با مردم و کنايه‌های آنها را نمي‌يابد. بناء از توبه امتناع مينمايد. انسان بايد بداند که هر کس به تنهايي خود نزد الله جواب گو است و مناسب نيست از ترس سخنان مردم آخرت خود را تباه نمايد و هم چنان اگر در توبه خود صادق و راست بود خداوند او را ياری مينمايد:« مَنِ التَمَسَ رِضَى الله بسَخَط الناس كفاه الله مُؤونة الناس وَمَنِ التَمَسَ رضى الناس بسخط الله وكَلَهُ الله إِلى الناس».( أخرجه الترمذي).(کسی که رضايت پروردگار را به قيمت غضب مردم کسب ميکند خداوند او را از مردم بي‌نياز ميگرداند و کسی که رضايت مردم را در بدل غضب خدا ميجويد خداوند کارش را به مردم واگذار ميکند).

  1. ترک توبه جهت از دست دادن مقام، جاه و شهرت

گاهی انسان را مقام و منزلت از توبه باز ميدارد. اگر انسان بداند که اينها همه زرق و برق دنيا بوده زود گذراند و آنچه نجات بخش است همان رجوع به الله است، هيچگاه از توبه دست نمي‌گيرد و به قدرت و جاه دل نميبندد.

  1. اعتماد به رحمت بی پايان الله و پافشاری به گناه

گاهی اعتماد به رحمت بيپايان پروردگار سبب ارتکاب گناه ميگردد و دل را به غفور و رحيم بودن الله خوش ميگردانيم و در مورد توبه و دست کشيدن از گناه فکر نمي‌کنيم. در اين شکی نيست که الله ذات بخشنده و مهربان است، اما الله( جل جلاله) در کتاب خويش ميفرمايد:« نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . وَ أَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمُ» ( الحجر/ 49 ،50).ترجمه:( بندگان مرا آگاه کن که من دارای گذشت و مهر فراوان هستم و اينکه عذاب من عذاب دردناک است.)

علماء گفتهاند که گمان نيک به الله همراه با گرفتن اسباب نجات است، اما با اسباب هلاکت گمان نيک به الله نتيجه ندارد. بناءً هرکه اميدوار رحمت بی پايان الله است اولتر از همه به اسباب نجات چنگ زند و خود را از آلودگیهاي گناهان پاک گرداند در صورت ديگر راهی برای نجات نيست!

  1. فريب خوردن از مهلت يافتن گناهکاران

اشتباه ديگر که انسان را از توبه باز ميدارد، حالت آسايش و نعمتی است که اهل گناه در آن قرار دارند. به اين مهلت گناهکاران فريب خورده، گناه را ناچيز ميپندارند و اقدامی به دست کشيدن از گناه و عفو و بخشش نمي‌کنند. خداوند ميفرمايد:« “فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ . فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ”» ( الأنعام/ 44،45)

ترجمه:( پس چون آنچه را كه بدان پند داده شده بودند فراموش كردند درهاى هر چيزى[ از نعمتها] را بر آنان گشوديم تا هنگامى كه به آنچه داده شده بودند شاد گرديدند ناگهان[ گريبان] آنان را گرفتيم و يكباره نوميد شدند پس ريشه آن گروهى كه ستم كردند بركنده شد و ستايش براى خداوند پروردگار جهانيان است).

  1. نا اميدی از رحمت الله

گاهی کثرت گناه بنده را به حالت نااميدی ميکشاند؛ بگونه‌ای که فکر ميکند راه بازگشت ندارد، بخشش را ناممکن ميپندارد. در حاليکه الله متعال واضح در آيات می فرمايد:« قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» ( زمر/ 53)

ترجمه:( بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏روى روا داشته‌ايد از رحمت‏ الله نوميد مشويد در حقيقت‏ الله همه گناهان را ميآمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است).

در حديث قدسی از خداوند متعال روايت شده که می فرمايد:« ای بنی آدم، هر وقت مرا دعا کنی و از من چيزی بخواهی و به من اميدوار باشی، گناهان و خطاهايت هر اندازه زياد و فراوان باشند، تو را ميآمرزم.» (سنن ترمذی)

لذا گناهان بنده هر اندازه بزرگ و زياد باشد، در مقابل عفو و گذشت الله کوچک است, چون رحمت او بی پايان است و بنده نبايد از رحمت پروردگار خويش نااميد گردد.

  1. حجت گرفتن تقدير در انجام گناه

اشتباه ديگري که سبب عدم توبه ميگردد، گناه را به تقدير ربط دادن و اين بهانه را آوردن که هر وقت الله خواست دست از گناه بر ميدارم و يا اينکه خواست الله بر همين است. اين بهانه خود گناه است؛ روايت است که شخصی مرتکب عمل دزدی شد. او را نزد حضرت عمر( رض) آوردند، از او پرسيد: چرا دزدی کردی؟ گفت الله چنين خواسته بود. حضرت عمر( رضی الله عنه) دستور داد 30 ضربه شلاق به او بزنند و سپس دستش را قطع نمايند. به او گفتند: چرا چنين کردی؟ گفت: قطع دستش به خاطر دزدی بود و ضربه‌ي شلاق هم به خاطر دروغ بستن بر الله. تقدير امر پوشيدهای است و بنده از کجا آگاه شدهاست که گناه در تقدير او است؟

  1. توبه دروغين

گاهی انسان دچار مشکلی ميگردد و مؤقتاً از گناه دست ميکشد و هر گاه مشکل رفع گرديد به گناه باز ميگردد. که اين توبه دروغين بوده فرد خويش را فريب دادهاست.

  1. انجام يک گناه به دليل اينکه ديگر گناه را هم انجام داده

اشتباه ديگر اين است که بنده هنگاميکه خود را در ارتکاب گناهان مي‌بيند به جای اينکه بترسد و توبه کند، گناهان خود را دليل به انجام گناه ديگر مي‌گيرد و به اين گونه که ميگويد اينقدر گناه را که انجام داده اين هم بر آنها اضافه و يا اينکه در مقابل اينقدر گناه اين گناهم هيچ است. در حديث که بخاری از ابن مسعود روايت کردهاست وارد شده:« انسان مؤمن گناهش را همچون کوهی مي‌بيند که ميترسد هر آن بر او بيفتد، ولی انسان منافق گناهش را همچون پشهای ميداند که بر روی بيني او نشيند و آن را اين طرف و آن طرف برهاند.

  1. ترک طاعات به دليل ارتکاب گناه

يک تعداد از مردم به دليل ارتکاب گناه عبادات و طاعات را کنار ميگذاردند، دليل ميآورند و می گويند:« در حاليکه حرام ميخورم و يا دزدی ميکنم چگونه نماز اداء نمايم. با اين دليل خود را در معاصی غرق نموده فرصت رجوع به الله و توبه را از دست ميدهند. ترک عبادات به دليل گناه جايز نبوده جز وسوسه‌های شيطانی چيز ديگری نيست, که نميگذارد بنده با انجام عبادات قلب خود را تزکيه نموده فرصت رجوع برايش مهيا گردد.

سخن را با کلام گهربار الله متعال که در وصف پرهيزکاران بيان داشته به پايان ميرسانم که ميفرمايند:« وَ الَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَ لَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ. أُوْلَئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ».( آل عمران/ 135_136 )

ترجمه:( و آنان كه چون كار زشتى كنند يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مي‏خواهند و چه كسى جز خدا گناهان را مي‏آمرزد و بر آنچه مرتكب شده‏اند با آنكه مى‏داننند{ كه گناه است} پافشارى نمى‏كنند. آنان پاداش‌شان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهايى است كه از زير درختان آن جويبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نيكوست).

«ومن الله التوفيق»

ترجمه: سعديه حفيظ

استاد پوهنتون سلام-کابل

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!