نام این بانوی بزرگوار هند دختر ابی‌امیه بود، تاریخ اسلام برای این زن خاطرۀ بزرگی را در صفحات خود به یادگار گذاشته است. چرا که او از جمله زنان مشهور باایمان جانبازی بود که در پشت جبهه مجاهدین در جنگ احد خدمت می‌کرد، او دارای عقلی درخشان و نظری درست بود، حوادث بسیار زیادی را در راه آرمان اسلامی اش دید، اما هیچگاه این صدمات او را از پای درنیاورد، بلکه ایمان و استقامت و پایداری او را بیش از حد ساخت.

او به پاس حفظ دین خود همراه همسرش ابوسلمه عبدالله بن عبدالاسد به سرزمین حبشه هجرت کرد، همسرش ابوسلمه پسر عمۀ رسول خدا و برادر رضاعی اش بود.

بعد ازينکه قوم شان از مسلمان شدن ام سلمه با شوهرش ابو سلمه (رضی الله عنهما) خبر شدند بيرحمانه ترين آزار وشکنجه ها را به آنها روا داشتند که کوه ها وسنگ های با عظمت را متزلزل ميساخت، ولی هردو مانند اسطوره های صبر واستقامت درمقابل همه ظلم وتجاوز ها مقاومت نمودند، وضعف وسستی را به خود راه ندادند، ونسبت به عقيدهء اسلامی خويش دچار شک وترد يد نشدند .

در ابتداي اسلام هردو باهم به حبشه هجرت کرده بودند و ودرقطار نخستين مهاجران اسلام قرار داشتند، ولی بعد ازينکه خبر مسلمان شدن حمزه و عمر (رضی الله عنهما) را شنيدند، وبه اين فکر که مسلمانان بيشتر شده اند، وديگر مشکلی در مکه وجود ندارد، دو باره به منزل خويش برگشتند.

با رسيدن به آنجا اطلاع حاصل نمودند که مشکل اذيت وآزار مسلمانان هنوز هم توسط دشمنان حق وانصاف دوام دارد، بناء مجبور شدند تا بار ديگر نيز هجرت نمايند، واينبار به مدينه منوره روند.

ابو سلمه،‌ مجاهد قهرمانی بود که سختی‌ها و رنج‌های زیاد را دید، اما هرگز در مقابل این همه مصائب و مشکلات در راه خدا دلسرد و سست و ناتوان نگردید. در جنگ سرنوشت‌ساز أحد به خوبی از بوتۀ آزمایش درآمد و بسان مردان مخلص و عاشقِ مرگ به جهاد پرداخت تا جایی که به شدّت مجروح گردید و زخمهای خونین برداشت. هنگامی که بهبودی یافت و زخمهایش خوب  شد، پیغمبر خدا ج پرچم جهاد با قوم بنی‌اسد را بدست او سپرد. سپس به نبرد پرداخت و مبارزه نمود تا این که دوباره زخمهایش عود کرد و دردش شدت یافت تا جایی که بر بستر افتاد، و آنگاه که در حال احتضار بود، رسول اکرم ص او را عیادت فرمود و در کنارش ماند تا او به جوار رحمت الهی پیوست، و آنگاه رسول خدا با دست مبارکش چشمان او را بست و برای او بهشت طلبید. سپس به ام‌سلمه تسلیت عرض کرد و دست مهر و محبت بر شانه‌های چهار یتیمش (برّه ، سلمه ، عمرو و درّه) کشید.

از حضرت ام‌سلمه روایت شده است که گفت: از رسول خدا ج شنیدم که فرمود: «هیچ مسلمانی به مصیبتی دچار نمی‌گردد، سپس استرجاع گوید یعنی ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ ١٥٦﴾ [البقرة: ۱۵۶]. بخواند و بگوید: پروردگارا! مرا در مصیبتم پاداش ده و بهتر از دست داده‌ام به من عطا فرما، مگر این که خداوند بهتر از آنچه که از دست داده است به او عنایت کند».

هنگامی که شوهرش ابوسلمه درگذشت در حالی که او احترام خاصی برای او قایل بود به یاد سخن پیغمبر خدا افتاد و به خود گفت: چه کسی می‌تواند از ابوسلمه بهتر باشد؟ ابوسلمه مردی بود که به مقام صحابه رسید و در بسیاری از معارک با رسول خدا همراه گشت! اما با همه این خیالات او به دستور رسول خدا عمل نموده و استرجاع گفت و دعا را خواند، لذا خداوند به او پاداشی به مراتب بالاتر و نیکوتر عنایت کرد و با وصلت رسول خدا با او به کمال بزرگی رساند. چرا که پس از تمام‌شدن زمان عدّه، حضرت مصطفی از او خواستگاری نمود و به او آرامش داد و در پناه خود گرفت به خاطر لطف به او و دلسوزی و رحمت بر فرزندان یتیم برادر رضاعی اش به جهت گرامی داشت، برادر شهیدش تا بعد از او زن و فرزندانش به ذلت و خواری نیفتند.

هنگامی که رسول خدا ج از او خواستگاری نمود، در پاسخ معذرت خواسته و گفت: من زنی سال‌خورده و مادر تعدادی یتیم و بشدّت غیرتمندم.

سپس رسول خدا سخن او را اجابت کرد و به فرستاده اش گفت که این سخن را به او بگوید: فرزندان یتیم تو را تحت کفالت خود می‌آورم و از خدا طلب می‌کنم تا آن وابستگی که به شوهر خود داری از قلبت بزداید، و به سال‌خوردگی هم توجّهی ننموده و لذا بعد از توافق ام‌سلمه با او ازدواج کرد و به سرپرستی و تربیت یتیم‌های ام‌سلمه همت گمارد و در قلب بزرگش آنان را بگونه‌ای جای داد که آنان هرگز احساس نمی‌کردند که پدرشان را از دست داده‌اند، چرا که خداوند به آنان پدری مهربان‌تر از پدرشان و سروری والاتر از آقایشان که همان رسول مهربان باشد به آنان عنایت فرموده بود.

هنگام صلح حديبيه مسلمانان موافقنامه صلح ميان پيامبر(صلي الله عليه وسلم) ومشركين را غيرعادلانه دانستند و ديدند كه كفار بعضي از مواد اين پيمان را به نفع خويش امضاء نموده اند، مثلا مسلمانان امسال به حج نروند، هرگاه كافري مسلمان شود و به نزد مسلمانان رود، اورا دوباره به كافرن تسليم نمايند، وبرعكس هرگاه كافري مسلمان شود او را تسليم نمي نمايند، كه اين همه زياده روي هاي مشرکان، احساسات مسلمان را جريحه دار ساخت و به پيامبر(صلي الله عليه وسلم) ميگفتند كه ما حاضريم براي اسلام از سرو مال خود بگذريم،يعني شما نبايد چنين معاهده را با کفار امضا ميکرديد وزماني پيامبر (صلي الله عليه وسلم) برايشان امر نمود كه همه موهاي خود را كم و يا تراش نموده خود را از احرام خلاص نمايند، آنان فكر كردند كه پيامبر(صلي الله عليه وسلم) اين صلحنامه را براي شفقت و دلسوزي بالاي ما به اساس مجبوريت قبول نموده است، به گفته پيامبر (صلي الله عليه وسلم) عمل ننمودند و با غم واندوه نشسته بودند، پيامبر (صلي الله عليه وسلم) درين حالت متحير شده و به نزد أم سلمه (رضي الله عنها) رفت و جريان را برايش بيان نمود كه اين موافقه صلح به اساس وحي الهي برايش فرمان داده شده وهرگاه صحابه كرام از متعابعت اين امر ابا ورزند، خطر بزرگي است كه به عقيده آنان صدمه خواهد رسانيد.

حضرت أم سلمه كه ازخانمهاي دانشمند عصرخويش بشمار ميرفت، درين موضوع سياسي به پيامبراسلام(صلي الله عليه وسلم) مشوره داده گفت : اي رسول خدا ! اگر ميخواهي که آنان به گفتهء شما عمل کنند، برون رفته با هيچ کسي سخن مگو، فقط شترت را ذبح کن، و سلمان را خواسته موهايت را کم کن. پيامبر برخواسته، با هيچ کسي سخن نگفت، تا اينکه شترش را ذبح نمود، و سلمان را خواست را تا سرش را اصلاح نمايد، وقتي مردم اين جريان را مشاهده نمودند، برخواسته، حيواناتي را ذبح نموده، وهرکدام ديگرش را دراصلاح موهايش همکاري مينمود.

ام سلمه رضي الله عنها ميدانست که صحابه كرام فكر ميكنند كه پيامبر صلي الله عليه وسلم اين كار را بخاطر شفقت به آنان انجام داده است ، وهرگاه متيقن گردند كه اين صلحنامه برعكس تصورآنها، امر الهي ميباشد، آنان حتما اوامر او را اطاعت خوهند نمود، بناء برايش مشوره داد که شما لطفا به بيرون رفته (سلمان) را دعوت نماييد كه سرتانرا بتراشد، وشتر تانرا ذبح نماييد، وبا ديدن اين عمل شما همه خواهند دانست كه اين امر حتمي است همه مانند شما عمل خواهند كرد، ووقتي پيامبر اسلام (صلي الله عليه وسلم) به اساس مشوره أم سلمه (رضي الله عنها) عمل نمود همان سان شد كه اين خانم مبارك گفته بود.

او نود سال زندگی نمود وآخرین همسر پیامبر بود که دنیا را ترک می کرد. او در زمان یزید بن معاویه درسال ۶۲ هجری از جهان درگذشت وطبق وصیت خودش، ابوهریره بر او نماز خواند وفرزندانش عمرو سلمه داخل قبر مادرشان رفته وبا کمک عبدالله بن ابی امیه، مادر شان را دفن کردند او در کنار دیگر همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. سلام ودرود بی پایان بر ام المؤمنین ام سلمه باد.

 

 

 

منابع و ماخذ

سیرت النبی- فروغ جاویدان

بانوان صحابه الگوهای شایسته

http://sonnat2.com/2016/09/08/

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!