خداوند رحمان و رحيم مهربانترين است و به وضوح مي‌بينيم که سوره‌هاي متبرکه قرآن مجيد با اين دو صفت خداي پاک شروع شده‌است و به خاطر اينکه ما آنرا احساس کنيم؛ خداوند متعال در دنيا، آن را با مادر براي ما مجسم نموده‌است. خداي بزرگ، رحمت را صد جزء قرار داد که فقط يک جزء آن را به دنيا فرستاد و نود و نه جزء را براي روز قيامت نزد خود ذخيره کرد. خداي تعالي روز قيامت اين يک جزء را به نود و نه جزء ديگر مي‌افزايد و سپس همه را بر مخلوقاتش مي‌گستراند. اگر بخواهيم اين رحمت‌ها را تصور کنيم بايد به الگوي رحمتي که خداوند در دنيا براي ما مجسم کرده‌است بنگريم؛ اين را رسول الله( صلي الله عليه وسلم) به ما مي‌گويد، وقتي مادري را ديد که در زير خورشيد سوزان راه مي‌رود، کودک شيرخوارش را به دوش گرفته و او را از گرماي خورشيد محافظت مي‌کند. پيامبر( صلي الله عليه وسلم) به يارانش فرمود:« به من بگوييد آيا اين مادر فرزندش را در آتش مي‌اندازد؟» گفتند:« نه يا رسول خدا». فرمودند:« خدا نسبت به شما رحيم‌تر است، ازين مادر نسبت به فرزندش.» گويا پيامبر( صلي الله عليه وسلم) به ما مي‌فرمايد:« که الگوي تجسم رحمت در دنيا، مادر است». پس اگر مي‌خواهيم که رحمت را بياموزيم بايد به مادرمان نگاه کنيم. اگر بخواهيم نود ونه رحمت را تصور کنيم به کارهاي مادرمان از زماني که متولد شده‌ايم دقت کنيم شايد؛ کم کم رحمت وسيع خداوند به ذهن ما نزديک شود. بنابراين به يقين مي‌توان گفت: مهر مادر، پررنگ‌ترين محبت زميني است. يک نکته مهم اين است که از زماني که يک زن مادر مي‌شود؛ يا بهتر بگويم، از زماني که تو اي خواهر مادر شدي! دلالت بر رحمت خداي تعالي داري و اين دليل برآورده شدن دعاي توست. کسي مثل تو نمي‌تواند با زبان و دست براي فرزندت دعا کند و درهاي آسمان را براي دعا باز کند؛ چون تو تجسم رحمت خداي مهربان در زمين هستي.

خداوند متعال دختر را آماده مي‌کند تا مادر باشد، تا بتواند کارهايي انجام دهد که مردها توانايي انجام آن را ندارند. اين مهر و محبتي که خداوند در وجود مادر قرار داده‌است در کارهايي مجسم مي‌شود که تصور نمي‌شود کسي بتواند آنرا انجام دهد.

مادر نزد خداوند متعال ارزشمند است؛ به اين خاطر رسول الله( صلي الله عليه وسلم) در مورد پاداش مادر در مقابل تربيت فرزندانش مي‌فرمايد:« او اجر روزه دار نماز خوان را دارد». يعني به دوش گرفتن کودک، تعويض لباسهايش، گريه‌اش، شير دادن شب و روز، بيداري نيمه شب‌ها و… در هر صحنه از اين صحنه‌ها مادر اجر روزه‌دار نمازگزار را دارد. ما مي‌توانيم اين وضعيت را در سال‌هاي متعدد و کودکان متعدد تصور کنيم.

خداي کريم در قرآن مجيدش ارزش مادر را ثبت کرده مي‌فرمايد:« وَ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ»(سوره قصص/ 7) ترجمه:( به مادر موسي الهام کرديم که او را شير بده، پس هنگامي که از سوي فرعونيان بر او بترسي به دريا بيندازش.) به صحنه‌ي شير دادن مادر دقت کنيم؛ چرا اين صحنه ذکر شده؟ زيرا اينکه مادر طفلش را در آغوش گرفته و شير مي‌دهد کار بسيار با ارزشي است و قرآن آن را بيان مي‌دارد.

مادر، کارخانه‌ زندگي است. خداوند تعالي حضرت آدم و حوا را با دستانش آفريد؛ چنانچه در اين آيه مي‌فرمايد:« قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ»( ص/ 75 )( خدا فرمود: اي ابليس تو را چه چيزي از سجده کردن بر آنچه که با دستان قدرت خود آفريدم، باز داشت؟)

سپس خداي پاک استقرار نسل خلق را به خانواده واگذار کرد و بزرگترين قسمت اين کار را در خانواده به عهده‌ي مادر گذاشت؛ چون نقش پدر در نهادن اسپرم در رحم مادر خلاصه مي‌شود؛ اما بقيه کارها نزد مادر تکميل مي‌شود و حتي به خاطر همين وظيفه بزرگ است که هر ماه زن شرايطي را تحمل مي‌کند که بستگي به مادر شدن دارد.

حال چرا خداي منان اين همه مهر و محبت را در وجود مادر نهاده‌است؟ به اين خاطر که بدون اين مهر و محبت ضايع مي‌شويم. براي فهم اين موضوع يک نوزاد را تصور کنيم که مادري ندارد که به او برسد چه اتفاقي مي‌افتد؟ چه بر سر بشريت مي‌آمد؟ اگر خداوند مهربان اين مهر را در دل‌هاي مادران به وديعه نمي‌گذاشت؟ تصور کنيم کودکي را که تازه متولد مي‌شود؛ چقدر ظريف است، استخوان‌هايش چقدر نازک و نرم است و در دنيا غير از وجود مادرش که برايش آشناست چيز ديگري را نمي‌شناسد؛ اگر محبتي در دل مادر اين کودک نبود؟ چه اتفاقي ممکن بود رخ دهد؟ چه کسي روزها و شب‌هاي متمادي از اين کودک مراقبت مي‌کرد؟

مادر به خاطر همين عاطفه و مهري که خداوند در وجودش نهاده‌است مي‌تواند چندين کار را انجام دهد؛ آشپزي کند، لباسشويي کند، جارو کند، خياطي کند، معلمي کند براي بچه‌اش و در کنار اين‌ها حتي در بيرون از خانه کار کند. در صورتيکه معمولاً يک معلم فقط معلم است؛ يا يک پزشک فقط پزشک، يا يک خياط فقط به کار خودش مشغول است. بياييد دست مادرمان را بگيريم، آنرا لمس کنيم، ببوسيم و رحمتي را که خداوند در وجود او نهاده است احساس کنيم و بگوييم که تو رمز رحمت هستي، تو عنوان رحمت هستي، تو کسي هستي که خداوند سرّي در نهاد تو به وديعه نهاده که با آن مي‌تواني کارهايي را که مردان از انجام آن عاجزند انجام دهي و حتي مي‌تواني ده وظيفه را همزمان انجام دهي.« نبايد تعجب کنيم چگونه؟ حتي چگونه مي‌تواند رمز گريه‌ي کودکش را درک کند؟ چون اين يک سرّ خداييست».

   و اما، اين مادر با اين همه مهر و محبتي که در وجودش هست و مي‌تواند نثار فرزندش کند وظيفه‌اي بس خطير نيز به عهده دارد؛ تربيت اولادش. فرزند چهار مرحله را طي مي‌کند که نقش مادر در آن بسيار مهم است:

مرحله اول: از تولد تا سه سالگي: در اين مرحله به اندازه توان بايد مادران به اولادشان مهر و محبت تقديم کنند؛ چون مطلوب اين مرحله مهر، محبت، رقت، لطف و عشق ورزيدن است. شبانه روز بايد مادر همراه کودکش آنهم با عشق باشد. روايت مشهوري است، زني که نزد ام المؤمنين عايشه صديقه( رضي الله تعالي عنها) همراه دوکودکش آمده و تقسيم خرماي خودش بين آنها را حتماً به خاطر داريد. وقتي پيامبراکرم( صلي الله عليه وسلم) ماجرا را شنيدند فرمودند:« آيا به او خبر ندادي که خداوند به خاطر رحمتش به کودکانش به او رحم کرد؟» اين موضوع نمايانگر وجود ارزشمند مادر و کارهاي با ارزش اوست.

مرحله دوم: از سن سه سالگي تا شش سالگي: در کنار محبت دادن از سوي خود بايد آنها را با پدرشان صميمي‌تر کند. به صورت طبيعي در اين سن وابستگي اطفال به مادرشان کمتر و به سوي پدر متمايل‌تر مي‌شوند. مادر بايد مراقب باشد؛ مبادا ازينکه اطفالش بيشتر ترجيح مي‌دهند همراه پدرشان باشند ناراحت شود خصوصاً دخترها که مي‌خواهند پدرشان را بيشتر بشناسند.

مرحله سوم: سن شش سالگي تا ده سالگي: اين مرحله، مرحله ارزشي است يعني تا حد توان به کودکان بايد ارزش‌ها تفهيم و داده شود. مادر بايد در کنار محبتي که نثار طفلش مي‌کند؛ او را برخصلت‌هاي نيکو تربيت کند. خصلت‌هايي چون: راستي، امانت‌داري، اخلاص، رحمت، ادب، هنر رفتار با ساير مردم، نماز، عشق به خداوند و… طبيعتاً هر چه که امروز بکاريم؛ فردا درو مي‌کنيم. هر چقدر در تربيت مثبت فرزندانمان بکوشيم، از ثمراتش در آينده بهره‌مند مي‌شويم.

مرحله چهارم: وارد شدن به دوران بلوغ: در اين مرحله فرزند بسيار زياد به والدينش خصوصاً مادرش نياز دارد. هر چند ممکن است که رفتار و گفتارش خلاف اين را نشان دهد. مادر بايد با درايت شيوه محبت دادن به طفلش را تغيير دهد؛ چون در اين زمان ديگر نمي‌تواند با در آغوش گرفتن او محبتش را به او نشان دهد؛ بلکه با جلب اعتماد و نشان دادن اينکه حامي فرزندش هست مي‌تواند به او کمک کند. مادر الگوي فرزندش است؛ پس بايد متوجه باشد چه درسي براي اولادش مي‌دهد، تا سبب درستکاري‌اش شود. باز هم روايتي از بزرگان تاريخ اسلام: در شروع جنگ قادسيه وقتي سيد نا سعد( رضي الله تعالي عنه) مسلمانان را تشويق به انفاق مي‌کرد زني گيسوان بلندش را بريده و گفت:« لگام اسب‌تان قرار دهيد که ديگر چيزي ندارم». و بعد در شب جنگ، کودکي آمده و اصرار داشت که همراه آنها به جنگ برود و مي‌گفت موضوع ميان من و خداي من است و حتماً مي‌روم. صبح روز بعد خواب خود را تعريف کرد که تعبيرش شهادت بود، نکته مهم که هدف ماست از اين روايت، اين است که اين پسر، فرزند همان مادري بود که گيسوان خود را براي خدمت در جهاد داده بود.

مرحله آخر: وقتي است که بر اساس رهنمايي و کمک‌هاي مادر، فرزند بزرگ شده، فارغ التحصيل شده و حرفه‌ي مناسبي پيدا کرده و در راهي که به سوي رضايت خداي بزرگ است قدم برمي‌دارد. به مادري که چنين فرزند تربيت کرده بايد تبريک بگوييم. پس تو اي مادر! با فرزندت دوست باش و با هم مهربان و صميمي باشيد، اسرارتان را بهم بگوييد و راحت با هم حرف بزنيد.

يک نکته بسيار مهم: چيزي که در تمامي اين مراحل بايد آنرا انجام داده و هيچ گاه فراموش نکني، چيزي که يک سلاح غير عادي است؛ دعا، آري دعاست و مدد خواستن از خداي رحمان. دعاي والدين در حق اولادشان بسيار مهم و با ارزش است. خداوند مهربان همه مادران را در پناه خود به سعادت جاودان رسانده و دعاي نيکشان را در حق اولادشان اجابت بفرمايد.

تهيه کننده: راضيه طبيب زاده، استاد دانشگاه هرات

بر گرفته شده از کتاب بهشت در خانه هاي ما، عمرو خالد

با ترجمه‌ي: دکتر محمد ابراهيم ساعدي رودي.

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!