قبل از طلوع خورشید اسلام چند همسری درمیان ملت‌های قدیم شایع و مرسوم بود و محدودیتی نداشت ومردانی هرگاه می‌خواستند با زنان متعدد ازدواج می کردند و هرگاه می خواستند آنها را طلاق می‌دادند و زنان دیگررا به عقد خود، درمی آوردند.

در قوانین این ملت‌ها هیچ گونه عامل بازدارنده‌ای نبود که از آن جلوگیری کند. پس از ظهور اسلام راه حل حکیمانه‌ای برای حل این موضوع مقرر شد، در حالی که تعدد زوجات را منع نکرد؛ ولی آن را محدود و مقید به قیود و شرایطی کرد که بعدها مورد تحسین دانشمندان گرفت. برخلاف ادعای عده‌ی از دشمنان اسلام ومبلغان مسیحی تعدد زوجات را ساخته وپرداخته اسلام می‌دانند و انگارچند همسری از دیدگاه اسلام یکی از عبادات وشعایر یا واجبات و دست کم یکی ازمستحبات است آنان با توسل به این حربه در واقع می‌خواهند ذهن مردم را درمورد تعالیم اسلام دچار گمراهی و سردرگمی نمایند.

در حالیکه اسلام تک همسری یا وحدت زوجه اصل قرار داده و تعدد زوجات و چند همسری امر نادر و استثنایی و خلاف اصل شمرده است به آن عمل نباید شود مگر در صورت احتیاج و ضرورت، زیرا حقوق اسلام آن را واجب و یا سنت نگردانیده تنها یک امر مباح و جایز شمرده است. بنا برین با ظهور اسلام رسم تعدد زوجات از بین نرفت، بلکه اسلام شکل انحرافی و بدون حد وحصر آن را اصلاح کرد و آن را محدود به چهار زن نمود؛ چنانچه در مورد مشروعیت آن خداوند متعال می فرماید:« وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ»(النساء/3) (و اگر ترسيديد كه درباره يتيمان نتوانيد دادگري كنيد ( و دچار گناه بزرگ شويد، از اين هم بترسيد كه نتوانيد ميان زنان متعدّد خود دادگري كنيد و از اين بابت هم دچار گناه بزرگ شويد . ولي وقتي كه به خود اطمينان داشتيد كه مي‌توانيد ميان زنان دادگري كنيد و شرائط و ظروف خاصّ تعدّد ازواج مهيّا بود ) با زنان ديگري كه براي شما حلالند و دوست داريد، با دو يا سه يا چهار تا ازدواج كنيد). درحدیثی ازحضرت عمر روایت است که گفت:« وقتی غیلان ثقفی مسلمان شد ده زن داشت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) به او فرمودند:« اخترمنهن اربعاً و فاروق سائر هنَّ» ( چهارتن از آنها برگزین و بقیه را طلاق ده) وهمچنان از نوفل بن معاویه روایت شده که وی مسلمان شد ودر قید نکاح خود پنج زن داشت پیامبراکرم(صلی الله علیه وسلم) به وی فرمودند:« اِمسک اربعاًوفاروق الاخرا» ( چهار تن را نگاه دار و دیگری را طلاق ده)

از نصوص فوق بصراحت معلوم شد که چند همسری محدود به چهار زن است وپیش از آن جایز نیست مگر اینکه یکی از زنان را طلاق دهد ویا قید حیات نباشد که از ازدواج با زن پنجم مجاز خواهد بود. شاید برای برخی این سوال پیش آید که به چه دلیل رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) دارای نه همسربوده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: که این ویژگی خاص ایشان بوده در راستای مصلحت گسترش دعوت اسلامی در میان قبایل عرب؛ یا حل مشکل خانمی که بچه‌های زیادی داشته و همسرش به شهادت رسیده و هم به اساس دستور خداوند اقدام به آن نموده‌اند ولازم به یاد آوری است که رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) در مرحله‌ی جوانی و میانسالی یعنی تا عمر 53 سالگی تنها با حضرت خدیجه زندگی می کرده اند. پس معلوم است که ازدواج‌های متعدد شان از روی هوا و هوس و خواهشات نفسانی نبوده مثل عده‌ی ازمردم که جهت عیاشی و از روی هوا هوس هرچند دارای همسر و اولاد هستند وقتیکه ثروتمند می شوند با همسر دومی و سومی ازدواج می‌کنند.

بنابر این شروطی که اسلام برای چند همسری وضع نموده است عبارتند از:

شرط اول:_ رعایت عدالت میان زوجات: شروط اولی از شرایط اباحت تعدد زوجات بربخورداری مرد ازتوانایی ایمانی و اخلاقی برای رعایت عدالت و دادگری دربین زنان دربستر، مسکن، خوراک و لباس است؛ زیرا خداوند می فرماید:« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً»(النسا/3)( اگر هم مي‌ترسيد كه نتوانيد ميان زنان دادگري را مراعات داريد ، به يك زن اكتفاء كنيد).اما تمایل قلبی وعلاقۀ بیشتر درونی به یکی از آنها موضوعی طبیعی است وچنانچه در رفتار و تهیه مخارج زندگی تأثیرنگذارد مانعی ندارد، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) نسبت به حضرت عایشه محبت و علاقه داشتند؛ اما بطور کامل در عمل میان همسرانش عدالت را مراعات می‌کردند و می فرمودند:« خداوندا این کار است که از دست من برمی‌آید از تو می‌خواهم در مورد آنچه در اختیارم نیست مرا مورد ملامت قرار ندهی»! (امام احمد) اسلام ستم و بدرفتاری وترک عدالت را با همسران حرام گردانیده و در این رابطه رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) می‌فرمایند:« مردی که دارای دو همسر باشد وحق یکی از آنها را بخاطر دیگری ضایع نماید ومیان آنها به عدالت رفتار نکند، روزقیامت وقتیکه برانگیخته می‌شود، یک طرف بدنش کج وفلج میشود». (امام احمد) بنابراین فقها وجوب مساوات درمسایل زناشویی بین زنان را لازم دانسته‌اند، زیرا ترک مساوات و برابری در رفتار موجب نافرمانی خداست و باید آن را مراعات کند وگفته‌اند وجوب مساوات در اجرای نوبت همخوابگی وشب است نه نزدیکی ومقاربت، زیرا مقاربت بر اساس نشاط ومیل قلبی است واین به اختیار مرد نیست. بناً هرگاه مرد با یک زنی باکره ازدواج کرد ودارای همسر یا همسران دیگر بود .بروی لازماست که هفت شب را به همسر جدید اختصاص داده وسپس تقسیم را شروع و هفت شب را به حساب نیاورد اگر بازنی بیوه ازدواج کردمی‌تواند سه شب را به همسر جدید اختصاص دهد وسپس تقسیم را با عدالت بین همسران شروع کند. حضرت انس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وسلم) روایت می‌کند که فرمودند:« اگر بازن باکره ازدواج کند هفت شب واگر با زن بیوه ازدواج کند سه شب نزد او اقامت کند». اما اگر زنی راضی بود واز سهم خود به نفع دیگری (انباق) بگذرد در این صورت مرد می‌تواند نزدآن زن بماند چنانچه در حدیثی آمده که حضرت سوده بنت زمعه از سهم خود به نفع حضرت عایشه گذشته بود. همچنان عدالت بین همسران باید در سفر نیز مراعات گردد چنانچه امام بخاری از عایشه (ض) روایت می‌کند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) هر گاه قصد سفر می‌کرد و دربین زنان قرعه می انداخت و هرکدام از قرعه خارج می‌شد با خود می‌برد.

شرط دوم: توانایی و تمکن مالی: شرط دوم اباحت تعدد زوجات توانایی و تمکن مالی مرد برای تأمین نفقه آنها و جلوگیری از ستم وظلم اقتصادی به آنان است، زیرا شخصی که نتواند زوجه‌اش را از طریق مشروع تأمین کند ازدواج او حتی با یک زن نیز حرام است .

چرا چند همسری جایز است: در مورد حکمت تعدد زوجات بسیار سخن گفته و مطلب نوشته شده به همین اکتفا می‌کنیم که اسلام آخرین پیام خداوندمتعال برای بشریت است که به وسیله آن رسالت پیامبران خاتمه یافته است به همین خاطر قوانین و را ه ورسمی فراگیر و ماندگار با همه سرزمینها وملتها و زمانها را فرا راه بشریت قرار داده است. پس یکی از مهمترین حکمت‌ها واهداف که اسلام برای اباحت چند همسری داشته عقیم (نازا) بود ن زن است؛ زیرا محدود بودن سن زن از نظر تولید نسل برخلاف مرد ورسیدن او به سن یا نسگی می‌رسد؛ ولی عقیم است ودر عین زمان علاقه دارد که با شوهر خویش علاقۀ زوجیت خویش را ادامه بدهد و شوهر نیز متمایل است با او رابطۀ زوجیت خویش را منحل ننماید و در عین حال علاقه دارد فرزندی داشته باشد در چنین حالات مرد سه انتخاب دارد. اول اینکه مرد از داشتن فرزند که یکی از طبیعی ترین خواستهای بشر است محروم گردد و با زوجه‌اش زندگی مشترک را بدون داشتن فرزند ادامه بدهد، دوم اینکه زوجه‌اش راصرف به سبب عقامت طلاق بدهد وبا زن دومی ازدواج نماد وسوم اینکه با کسب رضایت زوجۀ اولی و رعایت شروط تعدد زوجات با زن دوم ازدواج نماید تا از یک سو با آرزوی قلبی خویش که داشتن و فرزند است برسد واز سوی دیگر از وقوع طلاق جلوگیری به عمل آید که این انتخاب معقول وعقلانیی به نظر می‌رسد و نزدیک به انصاف است.

دومین مورد از حکمت اباحت تعدد زوجات

ازدیاد قدرت جنسی بعضی مردان ومصاب بودن به مرض ویا عادت ماهوارزنان است؛ زیرا بیماری ماهوار زنان ومبتلا بودن آنها به مرض صعب العلاج و خستگی از تولد فرزند و قوی بودن غریزه جنسی بعضی مردان زن ومرد را از نظر جنسی در وضعیت نامتشابهی قرار می‌داده وسبب می‌گردیده است که مرد کم و بیش به سوی زن دیگر روی بیآورد و یازن سبب تشویق مرد به ازدواج دومی گردیده‌است عادت ماهوارزنان ومصاب بودن آنها به امراض پدیدۀ است که محدود و منحصر به اجتماعات ابتدایی نبوده؛ بلکه در عصر حاضر نیز وجود دارد.

گاهی هم تعداد زنان بیش از تعداد مردان می‌شود به ویژه زمانی که بسیاری از مردان وجوانان در آتش جنگها قربانی شوند پس در صورتیکه تعدد زوجات مباح نباشد عدۀ کثیری از دختران آماده به ازدواج که طبیعی ترین حق آنها است محروم خواهند‌شد. باید افزود که با توجه به شرایط دشواری که حقوق اسلام درباره تعدد زوجات وضع کرده است میزان تعدد زوجات در ممالک اسلامی بسیار کم است؛ چنانچه در آماری که درسال 1971 تهیه شده 94 درصد مردان مسلمان صرف یک همسر و فقط چهار فیصد آنها داری دوهمسر بوده‌اند. خلاصه مطلب اگر با دقت تعدد ازواج با مورد بررسی قرار دهیم به طور قطع می‌دانیم که اسلام با ابقای تعدد زوجات محدود کردن آن و تعیین شروط مشکل بزرگی از مشکلات عالم بشری را حکیمانه حل کرده است که در آموزه‌های دیگر ادیان ودر قوانین دیگر ملتها دیده نمی‌شود. این هم به مصلحت جامعۀ انسانی است که هر انسانی طبعاً به آن میل دارد ازواج با یک زن مانند: غذا و تعدد زوجات مانند داروی است که برای معالجه بعضی از امراض اجتماعی تجویز می شود.

ترتیب دهنده: عارفه فاضلی

منابع: 1. فقه خانواده درجهان معاصر/ دکتروهبه زحیلی

  1. حقوق فامیل / عبدالعزیز سلیمی
  2. نقش ازدواج درسلامت جامعه/ دکتر جلال جلالی‌زاده
  3. درونمایه جامعه اسلامی/ دکتر یوسف قرضاوی
  4. فقه جامع بانوان /کامل محمد محمد عویضه
 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!