داستان ایمان آوردن خواهر ما اينگيريد (سعيده)

فایقه یعقوبی دری به سوی آزادی حقیقی در سن يک سالگي پدر و مادرم من را بنا برمذهب پروتستانت(شاخه‌ای از مسیحیت) غسل تعميد دادند، ولي تربيت من به هيچ‌وجه بنابر تعاليم مذهبي نبود . من فقط اجازه داشتم در مراسم مذهبي اطفال همراه...
ادامه مطلب

صلاحيت ولي در عقد نکاح

ولایت ازنظر لغوی به معنی محبت، کمک،تسلط وقدرت است همچنان‌که خداوند متعال می فرماید : والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض ( توبه : 71) ودر اصطلاح فقهی ولایت برخورداری از حق دخل وتصرف بدون نیاز به کسب اجازه ورضایت دیگری است...
ادامه مطلب

ای دریغ

ای دریغ طاعتی بهر رضای او نکردیم ای دریغ جان به ما داد جان فدای او نکردیم ای دریغ صد شبی بهر سماع تا صبح بیدار مانده ایم یک شبی را بر تهجد دو نکردیم ای دریغ گوش ما کر شد زموسیقی شرق وغرب وغیر گوش به وعظ واعظ راست‌گو نکردیم...
ادامه مطلب

صدا صدای خداست

مهدی سهیلی به من مگو که خدا را ندیده ام هرگز اگر خداطلبی خدا در اشک یتیمان رفته از یادست خدا در آه غریبان خانه بر بادست اگر خدا خواهی درون بغض زنان غریب جای خداست دل شکسته ی هر بینوا سرای خداست نگاه کن به هزاران ستاره در دل...
ادامه مطلب

الهی!

دلی دِه، که در کار تو جان بازیم. جانی دِه، که کارِ آن جهان سازیم. تقوایی دِه، که دنیا را بسپریم. روحی دِه، که از دین برخوریم. یقینی دِه، که درِ آز بر ما باز نشود. قناعتی، تا صعوه‌ی حرص ما باز نشود. دانایی دِه، که از راه...
ادامه مطلب

به اندازه فاصله زانو تا زمین!

روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسیدند: " فاصله بین دچار مشکل شدن تا راه حل یافتن برای مشکل، چقدراست؟" استاد اندکی تامل کرد و گفت: "فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل، برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او...
ادامه مطلب

عیب نگری

ما انسان‌ها به شیوه‌ی هندیان بر سطح زمین راه می‌رویم با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو، صفات نیک خود را می‌گذاریم و در سبد پشتی، عیب‌های خود را نگه می‌داریم. به همین دلیل در طول روزهای زندگی خود، چشمان خود را...
ادامه مطلب

دنیا از نظر سعدی

دنیی آن قدر ندارد که برو رشک برند یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند گر همه ملک جهانست به هیچش نخرند تا تطاول نپسندی و تکبر نکنی که خدا را چو تو در ملک بسی جانورند این سراییست که البته خلل...
ادامه مطلب

از عجيبترين چيزها !

اينكه خدا را بشناسي ولي او را دوست نداشته باشي. و ندايش را بشنوي سپس اجابت را به تاخير بياندازي. و سود معامله با او را بداني ولي با ديگري ستد نمايي. و مقدار خشمش را بداني و نافرمانيش كني. و درد و وحشت گناه را چشيده باشي و قرب...
ادامه مطلب
بالا